عجيب‌ترين نظرخواهي‌هاي فوتبالي

بسياري از آژانس هاي نظرخواهي آنلاين در آخرين روزهاي پيش از آغاز مسابقات جام جهاني آفريقاي جنوبي سئوالات عجيبي را از فوتبال دوستان مي‌پرسند و براي برندگان جوايزي نيز در نظر مي گيرند.
ادامه نوشته

محقل انس با پارسی

از خواننگان محترم تقاضا میکنم هرکس هر شعر,جمله,..قشنگی که به ذهنش میرسه رو تو قسمت نظرات وارد کنه تا یه آرشیو خوب جمع کنیم

شما خوشه چندی؟

یکی از بزرگترین فواید طرح تحول اقتصادی، تحولی است که در امور خیر انجام خواهد داد و به احتمال خیلی زیاد منجر به کاهش آمار طلاق در کشور می شود،

ادامه نوشته

بازگشتی دوباره

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گوییهای او زبانزد مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.(احتمالا)

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگهای بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل بهدست آمدن جمر نامیده اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفته شده است.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله" و "ک" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاههای لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن( قله- هک) گفته شده است.

کامرانیه
زمینهای این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجهتعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمینهای حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمینها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشامالسلطنه، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت) ؛"ور" (صاحب) و "ان" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) یعنی درخت زبان گنجشک و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر میشود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفیالممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازهها، دروازه شمیران بود با خندقهایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده میشد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامرانمیرزا، یکی از صاحبمنصبان قاجر، به نام منیر گرفته شدهاست.

خطر واقعاً جدی است: همه چیز درباره آنفلوانزاي خوكي/ چگونه مبتلا نشویم؟

اولین فراگیری جهانی یک بیماری پس از 40 سال: پیش بینی مرگ 105 تا 245 هزار ایرانی
خطر واقعاً جدی است: همه چیز درباره آنفلوانزاي خوكي/ چگونه مبتلا نشویم؟


پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود .حداقل دو سال گرفتار آنفلوانزاي خوكي خواهيم بود که طی آن، موج‌هاي مختلف بیماری بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول می کشد... دستان خود را مرتب بشویید ، مانند الزام شستن مداوم دست ها توسط یک جراح.
بر اساس گزارش نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت، سالانه افراد بسیار زیادی بر اثر انواع بیماریها جان خود را از دست می دهند که در این میان بیماریهای قلبی و گوارشی و حوادث مختلف در صدر آن قرار دارند. بیماریهایی نیز وجود دارند که علی رغم مسری بودن، به علت اینکه برای جان انسانها کمتر خطرناک هستند به همان نسبت کمتر در معرض توجه جدی قرار داشته اند که بیماری آنفلوانزا یکی از آنهاست.

ادامه نوشته

جلسه ی مهندس تنها با برخی دوستان دوره یازدهی

جلسه ی مهندس تنها با برخی دوستان دوره یازدهی در راستای بحث و گفتگو راجع به مدرسه دیشب درمحل کار ایشون برگزار شد.لازم به ذکر است مدعوین به طور random انتخاب شده بودند.

به مرد بودن افتخار ميكنم

این مطلب فقط برای تغییر حال و هوای وبلاگه....

ادامه نوشته

اگه بفهمین قراره 2ساعت دیگه از دنیا برین,تو این دو ساعت چی کار میکنین؟کار عقب افتاده ای دارین؟

عید نوروز

از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم
از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم
از خوب سرخ نشدن سبزي قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از
سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم
از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم
از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم................از خيانت به ديگران نميترسيم
از کم بودن آجیل شب عید و یا سین های هفت سین و مطابق مد نبودن کفش و لباس و غیره میترسیم ......... از اینکه ممکنه کسی تو این روزها اصلا یک پشیز هم برای برای عید در جیب نداشته باشه نمیترسیم
نورزو باید مبارک باشه ولی شاید برای کسی در همین نزدیکها مبارک نباشه غرق شدیم و گرداب بخود اندیشیدن ما رو از تفکر نسبت به دیگران بازداشته ... غرقه ایم در رزوها و در خودها
عید نوروز باید سال نو بشه ؟؟؟ یا آدمها هم باید تفکر نو پیدا کنند ....!؟
چند نفر در همین نزدیکی هستند که دستانشان نورزو می طلبد و گرمی میجوید ... خوب نگاه کنیم میبینیم .


با زندگی بدون توازن

وقتی دیگر پیرمرد پر حرف اتوبوس شرکت واحد برایم جذاب نیست... وقتی دیگر پاکت های باز نشده اس ام اس برایم جذاب نیست ... وقتی دیگر سوال های احمقانه کودکان از بزرگ تر ها برایم جالب نیست... وقتی قهقهه های بلند گوشم را کر میکنند... وقتی قهوه هم مرا از خوابیدن باز نمی دارد...وقتی چشم هایم خیلی از چیز هایی را که دوست ندارم می بینند... وقتی دیگر موسیقی هم نمی تواند تنهایی مرا التیام بخشد... پی به خیلی چیزها میبرم... شاید ... شاید.
دوست دارم اطرا فیانم را زیر پا له کنم. سنگ دل شده ام؟ بر عکس. اخیرا با هر تلنگری از هم میپاشم. نمیدانم تلنگر ها محکم شده اند یا من شکننده.
خسته شده ام. از این همه پوچی در کنار شادیم خسته شده ام. از چند تکه شدن خسته شده ام.از وجود بی وجود سبک رفتاریم خسته شده ام. از وا پس زدن خواب آخر در اطرافم خسته شده ام. از عدم توازن در زندگیم خسته شده ام. از کنار هم گذاشتن پازل های مسخره هم خسته شده ام.
لعنت بر نوستالوژی. لعنت بر هر چه خاطره است. لعنت بر شعر های بی مفهوم عباس کیارستمی.
دلم کویر می خواهد. دلم بی نهایت می خواهد. دلم فریاد کر کننده می خواهد. دلم تعادل می خواهد

اندر احوالات آقای فردوسی پور

ادامه نوشته

و امّا عشق واقعی من!

واقعاً این عشق شماها نیست؟

اینم عشق من!

البته عشقم رو نمیتونم تو وبلاگ عکسشو بذارم!

مادر زن

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

به نظر شما بهترین معلّم دبیرستان کی بود؟


منطقه توریستی "گا"

متن داخل ادمه ی مطلب کمی بی تربیتی می باشد!لطفاً ببخشید!

ادامه نوشته

نامه پسري به پدرش


پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت
خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده

."يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود :"پدر
با بدترين پيش داوري‌هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه

:رو خوند
ادامه نوشته

!faghat nokia aeon

حجم عشق

ماماها و مرده شور ها خوب می دانند زاده شدن مشقتی ست و مردن فراغتی

و زیستن ،آزمون کوتاه در فاصل این دو.

پس از چیست که ما شکوه کنان،همچون شایعه پراکنان

در میهن ستارگان سرگردانیم و در به دریم!!!

آیا به جستجوی حجمی هستیم؟

آیا نام این حجم گمشده عشق است!!!!

قدرت اندیشه

پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
.دوستدار تو پدر

زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد : پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام

صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهn چه کند؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید
مسلما می توانید از عهده ي آن بخوبي برآييد.
مانع فقط ذهن است !
نه اینکه شما در کجا هستید و آيا انجام كاري حتي در دور دست ها امكان پذير هست يا نه ...!


بی عنوان

بچّه ها امروز یکی این سوال رو از من پرسید که:"کدوم روز هفته رو بیشتر دوست داری؟"
حالا میخواستم نظرشما رو هم بدونم!

D:

غذای مورد علاقتون چیه؟میخوام یه مهمونی بزرگ بگیرم!!

سير تاريخيه مهريه ؛)

1. عصر شکار: 20 کيلو گوشت دايناسور، 40 کيلو گوشت اژدها. نتيجه: دايناسورها منقرض شدند
2.عصر کشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي. نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس براي خانوم ها
3. عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني. نتيجه: افزايش شکستگي سر مردان به دليل تماس با گرز آهني
4. عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم نتيجه: کمبود آب و جيره بندي شدن آب
5.عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سکه طلا، يک اتومبيل و هرچي که با ص شروع ميشد نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد
6.عصر کامپيوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!! نتيجه: هرچي عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتيجه گيري کلي: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعني چي؟؟
عامل اصلي انقراض دايناسور ها==> عروس ها
عامل اصلي کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلي افزايش ماشين هاي فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلي افزايش چاقي و افزايش بيماري ها==> عروس ها

درس زندگی

استادي درشروع كلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت كه همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........ استاد گفت : من هم بدون وزن كردن ، نمي دانم دقيقا' وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد :خوب ، اگر يك ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟ يكي از شاگردان گفت : دست تان كم كم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري جسارتا' گفت : دست تان بي حس مي شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا' كارتان به بيمارستان خواهد كشيد ....... و همه شاگردان خنديدند . استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييركرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بكنم ؟
شاگردان گيج شدند . يكي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا' مشكلات زندگي هم مثل همين است .
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشكالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد ، به درد خواهند آمد . اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي كنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود. فكركردن به مشكلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است كه درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند .
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي كه برايتان پيش مي آيد ، برآييد!
پس همين الان ليوان هاتون رو زمين بذاريد
زندگي كن....
زندگي همينه

عجب چیزی

ادامه نوشته

توصیه های خواندنی یک روانشناس در مورد انتخاب رنگ کفش فوتبالیستها

یک روانشناس انگلیسی در یک سایت کشفهای فوتبالیستها را از دیدگاه روانشناسی مورد ارزیابی قرار داده و نشان داده است که کشفهای سیاه برای فوتبالیستهای حرفه ای، کشفهای آبی برای فوتبالیستهای باتجربه، کفشهای طلایی برای فوتبالیستهای قهرمان و سفید برای استادان فوتبال است
ادامه نوشته

شرلوک هلمز

کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند . نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست
ادامه نوشته

آسيب شناسي فك و فاميل  

 

 
1- خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
ادامه نوشته

برنامه‌نويس و مهندس{فرق ما مهندسا با بقیه;)}

 يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم....
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم.
ادامه نوشته

شکلات

 همه چیز با یه شکلات شروع شد، من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دستم، من بچه بودم اونم بچه بود، سرم رو بالا کردم اونم سرش رو بالا کرد، دید که منو میشناسه...
ادامه نوشته

آقا تو رو خدا همدیگر رو دوس داشته باشین!

روزگاری در جزیره ای دور افتاده تمام احساسها در كنار هم به خوبی و خوشی زندگی می كردند خوشبختی. پولداری. عشق. دانائی. صبر.غم. ترس...هر كدام به روش خویش می زیستند . تا اینكه یك روز دانائی به همه گفت: هر چه زودتر این جزیره را ترك كنید زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت اگر بمانید غرق می شوید تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از خانه های خود بیرون آوردند وتعمیرشان كردند....
ادامه نوشته

manam, man; ye shortcut az nasle MP3e emrooz

ادامه نوشته

هی فلانی، با توام. زندگی چیست؟

 
ادامه نوشته

سوال هایی از بچه ها

 سوال‌هاي زير را از بچه‌هاي 5 تا 10 ساله پرسيده‌اند. اما انگارجواب‌هاي آنها خيلي بچگانه نيست!
ادامه نوشته

طرح جدید مکّه

لطفاً برای یدن عکس به ادامه‌ي مطلب بروید
ادامه نوشته

حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا / پرسپوليس تنها نماينده ايران در آسيا!

عضو كميته‌ي اجرايي كنفدراسيون فوتبال آسيا بار ديگر با اعلام هشدار نسبت به كاهش سهميه‌ي ايران در ليگ قهرمانان آسيا، خرد جمعي مسوولان براي حل مشكلات كنوني و كسب حداكثر سهميه را خواستار شد.
محسن صفايي با اشاره به حضور نمايندگان AFC براي بررسي شرايط باشگاه‌هاي ايران افزود: اگر در اين بازديد امتياز ايران به 330 برسد، ايران داراي چهار سهميه در ليگ قهرمانان آسيا خواهد شد، در غير اين صورت تنها يك سهميه به فوتبال ايران تعلق خواهد گرفت. وي افزود: بي‌ترديد پس از اين بازديد هيچ فرصت ديگري به كشورهاي عضو و ايران داده نخواهد شد و مطمئنا اين آخرين بررسي است كه از سوي نمايندگان AFC انجام مي‌شود و ما نيز بايد از اين فرصت نهايت استفاده را ببريم. 
ادامه نوشته

no title

شنيدستم که مجنون دل افگار
بشد از مردن ليلي خبردار 
ادامه نوشته

سوالات را بخوانید

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن

جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

ادامه نوشته

زندگی

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

غصه!!

غصه که تلخ است خريدن چرا؟

                                  اشک چو شور است ، چشيدن چرا؟

گاه در اين ره نفسي تازه کن

                           عمر چو فانيست ، دويدن چرا؟؟؟؟؟

تا سال ‪ ۲۰۵۰‬امكان دانلود اطلاعات از مغز انسان به رايانه ممكن مى‌شود

تا سال ‪ ۲۰۵۰‬امكان دانلود اطلاعات از مغز انسان به رايانه ممكن مى‌شود
گروهى از دانشمندان كه در حال امكان سنجى طرح انتقال اطلاعات و هوشيارى از مغز انسان به رايانه‌ها هستند به تازگى اعلام كرده‌اند كه اين امر تا سال ‪ ۲۰۵۰‬ممكن مى‌شود.
ادامه نوشته

معرفی یک کشور

اين مشخصات چه کشوري است 20ميليون فقير، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر ، يك و نيم ميليون محروم از تحصيل ،8 ميليون بيسواد ، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها ، 450 هزار تصادف در سال ، 40 هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال ، کف سني فحشا 14 سال ، و کف سني اعتياد 13 سال و... اينجا ايران توست عزيزم

خاطرات علی دایی

پيروزي پشت پيروزي، خاطره پشت خاطره، تاريخ ايران ثبت خواهد شد و ما برگ هاي ‏زرين آن را خواهيم خواند. چه باشکوه است حضوري چنان در تاريخي چنين. بله! علي دائي ‏اعلام کرد که بزودي کتاب خاطراتش را منتشر خواهد کرد. علي دائي که به دليل پافشاري بي ‏دليل در جايي که آدم نبايد پايش را فشار مي داد، از يک قهرمان بزرگ تبديل به يک سوژه ‏ملي شده است، مشغول نوشتن کتاب خاطراتش است. بخشي از کتاب خاطرات علي دائي که ‏دست ما رسيده است، منتشر مي شود:‏
شنبه چهارم دوازده سال قبل: صبح بازي داشتيم، دو بال مجبول شدم بلگلدم توي زمين ‏خودمون، خيلي خسته شدم. ‏
دو شنبه، هشتم بهمن يازده سال قبل: با علاق مسابقه داشتيم، اومدم بلگلدون بزنم، توپ لفت يه ‏جاي ديگه گل خولديم، خيلي عصباني شدم، به دول بين نگاه کلدم.‏
جمعه، دوم ارديبهشت هشت سال قبل: پنج ماهه اومدم آلمان، نيمکت هاي اينجا خيلي خوبه، ‏اگه نود دقيقه هم لوش بشيني خسته نمي شي. خيلي ملت آلمان آدمهاي باحالي هستن، پر بنز و ‏ب ام و هست.‏
يک شنبه سوم مارس هفت سال قبل: املوز توي مونيخ بازي داشتيم، يه توپ محکم اومد خولد ‏به سرم، هر کالي کلدم سلم لو بکشم کنال فايده نداشت، گل شد، دويدم طلف نيمکت تماشاچي ‏ها.‏
جمعه، چهارم تابستان پنج سال قبل: بلگشتم ايلان، لفتيم الدبيل، مملکت يه چيز ديگه است، ‏مقدالي سلمايه گذالي کلدم.‏
دو شنبه چند سال قبل: ازدواج کلدم، با يه خانوم. عکس هاي خانومم لو تو اينتلنت ديدم.‏
جمعه سه سال قبل: با کلاوات لفتم جايزه بهترين گلزن تاليخ فوتبال لو گلفتم.‏
سه شنبه، دو ماه قبل: اين کلمنته اومد و لفت. به من گفتن بشو سل ملبي تيم ملي، مي خواستم با ‏خدا لابي کنم، وقت نداشت، جواب مثبت دادم، بعدش خدا با من لابي کلد واسه يه زلزله توي ‏اندونزي بهش جواب ندادم.‏
‏.... متن کامل خاطرات بعدا منتشل مي شود

باید برادران زنم را عوض کنم!!!!

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم
 
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
 
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
 
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
 
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام
 
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
 
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم
 
این بار شکل در زدنم را عوض کنم
 
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
 
باید كه قیچی چمنم را عوض کنم
 
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم
 
گفتی كه جامه ی كهنم را عوض كنم
 
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
 
پس من چگونه پیرهنم را عوض كنم
 
شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود
 
باید تمام آن چه منم را عوض كنم
 
دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست
 
وقتی كه شیوه ی سخنم را عوض كنم
 
مرگا به من كه با پر طاووس عالمی
 
یك موی گربه ی وطنم را عوض كنم
 
وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند
 
باید چراغ مه شکنم را عوض کنم
 
عمری به راه نوبت خودرو نشسته ام
 
امروز می روم لگنم را عوض کنم
 
تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد
 
روزی هزار بار فنم را عوض كنم
 
با من برادران زنم خو ب نیستند
 
باید برادران زنم را عوض کنم
 
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟
 
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
 
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
 
مجبور می شوم کفنم را عوض کنم

پدرسوخته

آب حیات است پدر سوخته
حب نبات است پدر سوخته
وه چه سیه چرده و شیرین لب است
چون شکلات است پدرسوخته
آب شود گر به دهانش بری
توت هرات است پدرسوخته
  تا بتوانیش............
صوم وصلاة است پدر سوخته
می نرسد جز به فرو مایگان
خمس و زکات است پدرسوخته
سخت بود ره به دلش یافتن
حصن کلات است پدرسوخته
تنگ دهان موی میان دل سیاه
عین دوات است پدرسوخته
احمد و از مهر چنین منصرف
خصم نحات است پدرسوخته
با همه ناراستی و بد دلی
قافیه هر چند غلط می شود
..............است پدرسوخته
ایرج میرزا