فصل امتحانات

تقدیم به همه دانشجویان کشور که این زندگیشان دو فصل است امتحان و التماس

گرم شدن تدریجی هوا و سرعت گرفتن کلام اساتید در کلاس نوید آن را میدهد که به پایان ترم نزدیک شدیم و کم کم فصل امتحانات با مقتضیات مربوط به خودش از راه میرسد.

فضای دانشجویان کشور معمولا به ٤ دسته‌ی کلی تقسیم می شود

١- دانشجویان فعال
٢- دانشجویان خرخوان(خرخون)
٣- دانشجویان علاف
٤- و آنها که در آن سه دسته نگنجند

دانشجویان فعال که تا سـ ...
ادامه نوشته

وبلاگ ٢

تقدیم به همه‌ی کسانی که در کار وبلاگند و در تقدیم پیش جا نشدند

در پست قبل تعدادی آمار رو در مورد وبلاگ دوره‌ی خودمون و تاریخچه پدیده‌ی وبلاگ نوشتم

در گذشته کمتر کسی می نوشت و کمتر کسی می خواند سعدی ، عبید زاکانی و... و در عصر معاصر سید جلال آل احمد ، صادق هدایت ، جمال زاده و ...

با ظهور پدیده‌ی روزنامه نگاری و مجلات بر تعداد خوانندگان افزوده شد و دایره نویسندگان نیز گسترش یافت

اما باز نوشتن ...

ادامه نوشته

وبلاگ ١

تقدیم به دوستان خوب دوره یازده که گاه نا گاه در وبلاگ دوره گرد هم می آیند

مقوله وبلاگ از آغاز پیدایش تا کنون تحولی شگرفی را در دنیای اینترنت و حتی روزمره انسان ها بوجود آورده است

وبلاگ نتیجه‌ی تحول دیدگاه web one به web two است. البته نمی توان وبلاگ را دقیقا فرزند وب تو دانست اما قطعا می توان آن را نتیجه تغییر نگرش به اینترنت دانست

در تکنولوژی وب وان تنها یک نویسنده(موسسه) می نوشت و میلیونها نفر می‌خوانند اما در وب تو همه می‌نویسند و همه می خوانند بهترین مثال برای آن سایت ویکی پدیا است که دانشنامه‌ای آزاد است

ادامه نوشته

کبوتر همیشه

تقدیم به ساحت مولایمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام که این روزها دردی بزرگ را بر دوش می‌کشد


هر چند پر شکسته شدی و نمی پری

امــا هــنـــوز ، مـثل هـمـیـشـه کبوتری


شکر خدا که پا شدی و راه  مـی روی

انــگــار فــاطـمــه١ کمی امــروز بهتری


حتی برای دلخوشی ما...چه‌خوب شد

مشغـول کــار خــانــه شـدی روز آخری


شــانه زدی به موی پــریشــان دخترم

می خواستی نشان بدهی باز مادری


«با این دو دست نا متعادل» چه می‌کنی

داری دعا به خانه‌ی همـسایه می بری!؟


هر چند خنده می‌کنی از دیدنم، ولی

بــا طــرز راه رفــتــن خـــود گـریه آوری


بانــو! تـــو را قســم به دلم احتیــاط کـن

وقتی که دست جانب دستاس می‌بری


کـم کـم بســاط زندگیـم جمع می‌شود

آخـر نــگاه مـی‌کـنـی‌ام جـور دیگری ...


علی اکبر لطیفیان (سه نقطه)


١. در نسخه‌ی اصلی به جای فاطمه "خانومم" آمده که "فاطمه" زیبا تر به نظر می رسد

به چه قیمت؟

تقدیم به مسعود ده‌نمکی و ابوالقاسم طالبی که به گران‌ترین قیمت دین خویش را عرضه می‌کنند.

چند وقت پیش با رئیس خانه‌ی خورشید(معاونت سایبری بسیج) در مورد ابوالقاسم طالبی و فیلم نا به هنجارش "به کجا چنین شتابان" صحبت می‌کردیم

از این می‌گفیتم که ما موندیم که کی این بوجه‌ها رو در اختیار اینا می‌ذاره تا بدون هیچ توجیه حیف و میلش کنند و به اسم اشاعه‌ی اسلام و ساخت فیلم تربیتی اشاعه‌ی فحشا کنند و اسلام رو به تمسخر بگیرند

من به شخصه به جز یک نصفه قسمت که از دارا و ندار آقای ده‌نمکی دیدم رو براش تلف نکردم اما در همون یک نصفه قسمت دیدم آنچه را باید

 

ادامه نوشته

تبریک

تقدیم به همه‌ی کسانی که سال را با آرزوهایی بسیار تحویل خواهند

وقتی کسی بچه دار می‌شه همه به او تبریک می‌گن

وقتی کسی خونه می‌خره همه بهش تبریک می‌گن

وقتی کسی ماشین می‌خره همه بهش تبریک م‌گن

وقتی یک دختر خانوم یا آقا پسری ازدواج می‌کنه همه به عروس و داماد و طرافیانشان تبریک می‌گن

وقتی سالروز تولد کسی فرا می‌رسه همه بهش تبریک می‌گن

وقتی کسی به پست و مقامی بهش تبریک می‌گن


همه‌ی این تبریک‌ها می‌تونه دلایل متعددی داشته باشه اما همیشه اونی که از ته دل باشه به دل طرف مقابل هم می‌شنه


وقتی سال نو می‌شه همه به هم تبریک می‌گن


تاحالا شده فکر کنید کاش که به هیچ کس تبریک نمی‌گفتم ولی به فلانی تبریک صمیمانه‌ای از ته دل و با تمام وجودم می‌دادم؟
پ.ن:

این عکس در کاخ سفید یعنی کاخ ریاست جمهوری ایالات متحده‌ی امریکا گرفته شده که به این معنی هستش که ایران و فرهنگ ایرانی ضریب نفوذ بسیار بالایی دارد. باشد که از این قدرت استفاده‌ای بهینه کنیم

یک معادله - چند مجهول؟

١١٧١ هزار و صد و هفتاد و یک

٢٨ بیست و هشت

٥ پنج

...

؟؟؟


نمی‌دونم این معادله چند تا مجهول داره که با این همه معلوم هنوز بی جوابه.

کی می‌شه که تمام این مجهول‌ها معلوم شن که این معادله عدل را به پا می‌کند کی جهل از مجهول ها بر می‌گیرد و می‌رود


کی؟ کی؟ کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پ.ن:

1. ماه ربیع ماه شادی اهل بیت است باشد که شیرین کام شوید

2. در ضمن ماه ربیع از قدیم برای جوانان هم سن سال ما تعیین کننده بوده و گاها دوستان بالون سوار می‌شوند باشد که ...

3.تا یادم نرفته یه لعن اساسی هم بکنم

اللهم العن عمر بن خطاب

اللهم العن ابابکر

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک ...

4. آقای سازگار شعری دارد که مناسب ایام است

مسلمانان عمر آقاست اما ...

خدای ناتوان ما

تقدیم به همه‌ی کسانی که دست خدا را بسته می‌دانند البته نه به ظاهر

نمی‌دوانم چرا این روزها همه دنبال تعیین مصداق برای دشمنان اهل بیت و لعن و نفرین به آنان هستند و یا اینکه یاران امام زمان را شناسایی کرده و برای تداوم توفیقشان هی فرت و فرت دعا می‌کنند و قربون صدقشون می‌رن.

یه سؤالی که اینجا مطرح می‌شه اینکه چرا این دوستان به جای اینکه از عبارتهایی مثل:

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ  عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعا

بار الها لعنت کن اولین ظالمی که در حق محمد(ص) و آل او ستم روا داشت و[هر کسی تا] آخرین کسی که در این ستم تبعیت کرد از آن ظالم.

بار الها لعنت کن آنانی را که با حسین(ع) جنگیدند و آنهایی را که مشایعت کردند و پیمان بستند و تبعیت کردند بر قتل او [امام حسین (ع)]
بار خدایا همه‌ی آنان را لعنت به فرما

استفاده کنند اصرار دارند نام افراد رو بر زبون بیارن.
شاید اینان دست خدا را در تعیین مصداق این کلام اللهی * بسته می‌دانند!؟!؟!
شاید اینان فکر می‌کنند که باید جای خدا تصمیم بگیرند!؟!؟!
نمی‌دانم.
واقعا نمی‌دانم.
شاید اینان دست خدا را بسته می‌بینند.
وای بر آنان که دست خدا را بسته پندارند که لعنت الهی بر آنان است:

وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا ...(مائده/64)
و یهود می‌گوید: دستان خداوند بسته است. [خداوند] دستان آنان را می‌بند و لعنتشان می‌کند بواسطه‌ی آنچه گفتند ...

از آن طرف نیز همین عده و عده‌ای دیگر هی در پس و پیش صحبت خویش دائما بر این هستند که ببیند که فلان سخنران فلانی را دعا کرد یا نه فلان کسک فلان کس را مدح خواند یا نه.

عبارت "خدایا خادمین اسلام را صحت و سلامت بخش و بر توفیقاتشان بیفزای" مگر عبارت کمی است اگر شخص مورد نظر ما فی الواقع و در نزد خدای متعال در گروه خادمین اسلام است که مصداق این دعاست و اگر نیست که ما غلط می‌کنیم که او را دعا کنیم.

به هر حال به نظر من تمام این اتفاقات از این رو می‌افتد که ما خدای خود را فقط در شعر و شاعری و نماز و دعا قادر توانا می‌دانیم و در عمل از او سلب اختیار می‌کنیم و دست خدا را بسته می‌دانیم

به قول حافظ:

نــا امــیــــــدم مــکــــن از ســــابــقــــــه‌ی لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است که زشت


پ.ن:

1. این مطلب به هیچ عنوان متوجه گروه خاصی نیست و بیشتر تذکری است که شاید خود من از همه بیشتر بدان نیازمند باشم
2. نویسندگان وبلاگ بهتر است که در قالب پست البته با شروط مطروحه نظرات خود و نوشتارهای خود را منتشر کنند که این امر به چند بعدی شدن وبلاگ کمک می‌کند

* بر طبق نظر نویسنده‌ی کتاب شفاء الصدور ص 51 این زیارت حدیثی است قدسی و از جانب خداوند متعال آمده است.

ما حوصله ی صف کشی حشر نداریم

تقدیم به ساحت قدس مهدوی اروحنا لتراب مقدمه الفداه



خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد                          اول قدم آن است جگر داشته باشد

جز گریه ی طفلانه ز من هیچ نیاید                           دیوانه محال است خطر داشته باشد

با ما جگری هست که دست دگران نیست                 از جرات ما کیست خبر داشته باشد

اینجا که حرام است پریدن ز لب بام                          رحم است بر آن مرغ که پر داشته باشد

تیغ کَرَم تو بکند کار خودش را                                  هر چند گدای تو سپر داشته باشد

در فصل تو امید برای چه نبندم                                جایی که شب ، امید سحر داشته باشد

چون شمع سحرگاه مرا کشته ی خود کن                 حیف است که گریان تو سر داشته باشد

بگشای در سینه ی ما را به رخ خویش                     شاید که دلم میل سفر داشته باشد

رحمت به گدایی که به غیر تو نزد روی                      هر چند که خلق تو گوهر داشته باشد

خورشید قیامت چه کند سوختگان را                        در شعله کجا شعله اثر داشته باشد

ما را سَر ِ این گریه به دوزخ نفروشند                        هیهات شرر ، هیزم ِ تر داشته باشد

ما حوصله ی صف کشی حشر نداریم                      باید که جنان درب دگر داشته باشد

ما را به صف حشر معطل نکن ای دوست                  هر چند که خود قند و شکر داشته باشد

دانی ز چه رو زر طلبیدم ز در ِ تو                              چون وقت گدا ، قیمت زر داشته باشد

ما در تو گریزیم ز گرمای قیامت                               مادر چو فراری ز پسر داشته باشد

جز گریه رهی نیست به سر منزل مقصود                 این خانه محال است دو در داشته باشد

گفتی که بیایید ولی خلق نشستند                        درد است که شه ، بنده ی کر داشته باشد

سیروس 2.02 (سیاست گذاری)

تقدیم به همه ی دوستان مجرد خودم که ...به نظر من بد نیست که این سیروس رو با روندی طبیعی و منصفانه و علمی ادامه پیدا کنه و جلو بره حالا به نظرم میاد که نظر سنجی ای بکنیم که چگونه ادامه پیدا کنه.

برای اینکه به مشکلات مبتلا به و یا مبتلا به در آینده بپردازیم امیدوارم که دوستان رو در بایستی را کنار بگذارند و حرفشون رو بزنند و پیشنهادشون رو بدن.

سیروس 2 (ارتباط با جنس مخالف)

تقدیم به همه‌ی دختران و پسران خوب که می‌خواهند خوب بمانند (البته برای بقیه هم مفیده ها)

این نوشتار حاصل مطالعات و شنیده‌های شخصی بنده است که با کمی تجربه‌ی شخصی و غیر شخصی در هم آمیخته تا مطلبی مفید را به شما عرضه کند

مدتی بود که می‌خواستم مطالبی را بر روی وبگاه دوره‌ی یازده قرار دهم که بر زندگی امروزمان تاثیری داشته باشد مانند مقوله‌ی ارتباط (چه با جنس مخالف و چه با هم جنسان) که به مشغله و کمی هم تردید از اینکار منصرف شدم تا اینکه عبدالله با بلدزری به جان این وبلاگ افتاد و سیروس 1 ( خود ارضائی) را برروی وبلاگ قرار داد استقبال دوستان از این مطلب باعث شد که تصمیم بگیرم که این مطلب را برروی وبلاگ قرار دهم . مطلب عبدالله که با نام ثانویه‌ی سیروس(ساماندهی یگان رفتاری و سلامت) بر روی وبلاگ قرار دارد اولین گام مؤثر در این راه می‌تواند باشد امیدوارم به مدد دیگر دوستان این مبحث را به خوبی پیش بگیریم

ادامه نوشته

تولدت مبارک

تقدیم به دوستان دوره‌ی دوازده که زمان آزمایش وبلاگشان سر آمده است

چند وقت پیش وقتی که من پست خودی و نخودی رو توی وبلاگ گذاشتم صدای دوره 12 درآمد که نه خیر آقا ما وبلاگمان فلان است و بیسار و غیر و ذلک از روابط دوستانه و نقدهای عالمانه‌ی خویش گفتند و چنان خویش را ارائه دادند که من حس کردم که ما چه کوته فکریم که اینان را به این چیزها نسبت دادیم

اما با گذشت زمان برای من مسجل شد که نه خیر آنچه گفته بودم و در خشت خام دیده بودم همان چیزی است که امروز در آینه می‌بینم

القصه که آن چیزهایی که در مورد وبلاگشان و لغت آزمایشی و کلاس زمان بندی گذاشتنشان بود که کشک بود زیرا که شنبه 16 آبان سالروز تاسیس وبلاگشان بود و می‌توان گفت که شور وبلاگشان نابود شده بود و کسی حرفی برای گفتن نداشت


رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود

رهـرو آن اسـت که آهسـته و پیوســـته رود


راستی امروز سالروز ورود ناگهانی یک نفر به وبلاگ ما نیز هست بد نیست اولین نظر او را در اینجا ببینید

تایپ ده انگشتی

تقدیم به آقای خرسند و سرمدیان که سالهای راهنمایی و دبیرستان ما را به دست خط کامپیوتری عادت دادند

تایپ کردن در دنیای مدرن و کامپیوتری امروز امری است همچون قلم بدست گرفتن و نوشتن و از اوجب واجبات است تایپ سریع و کم غلط آرزویی است که اکثر آنان که با کامپیوتر کار می‌کنند در سر دارند بعضا به آنچه که هستند راضی نیستند

یک وبسایت انگلیسی در حرکتی جالب سرعت تایپ شما را با دیگران مقایسه می‌کند و رتبه‌ای به شما می‌دهد ربته‌ی بنده تا این لحظه در رده‌ی 806 جدول 6628 نفری است و سرعتم هم در زیر مشخصه بد نیست شما هم این قابلیت خودتون رو تست کنید

Speed test

---------------------------------------

پ.ن 1.برای اونایی که نمی‌دونن آقای خرسند مسئول انتشارات راهنمایی و آقای سرمدیان مسئول انتشارات دبیرستان بودند

پ.ن 2.سرعتتون رو تو نظرات بنویسید

پ.ن 3.برای رسیدن به نتیجه حقیقی از تکرار بیش از 2 بار به پرهیزید و برای زدن کل تا جان در بدن دارید بکوشد

پ.ن 4.همین

گرانی ادب

تقدیم به تمامی دوستان خوب بازدیدکننده‌ی وبلاگ "دوره‌ی یازده" حتی آنهایی که دید سیاسیشان فرق دارد

نمی‌خواستم در قالب یک پست این حرف رو بزنم اما چون مهم بود مجبور شدم

دنیای ما، دنیا معامله و معاملات است.

و این از طبیعت انسان و بشریت است حتی بیشتر انسان‌ها با خدا هم معامله می‌کنندچه برسد به بندگان خدا.

یکی از مباحثی که این روزها در دنیا مطرح است آزادی بیان و موضوعات مرتبط با آن است بدیهی است که هر چیزی در صورت نداشتن پایه و پیشنیازش محتوم به فناست اما نکته‌ای که اینجاست این است که آزادی بیان واقعا چیست و چه پیش نیازی دارد

عبارت آزادی آزادی بیان از دو قسمت آزادی و بیان تشکیل شده است:

آزادی: یعنی رها بودن از قید

بیان:به معنی فصاحت و زبان آوری و دقیقتر یعنی پیدا و آشکار شدن

و این بدیهی است که هر سخنی نمی‌تواند بیان باشد اما از آنجا که خط کش دقیقی برای آن وجود ندارد هر کسی به زعم خویش آن را تحدید می‌کند

تجربه‌ی بشری نشان داده است که انسانی که در موضع ضعف قرار می‌گیرد همواره دعوا می‌کند و انسان قوی هیچگاه شروع کننده‌ی نزاع نیست حال این جدل فیزیکی باشد یا گفتاری

همه‌ی ما می‌دانیم که هر چه به مرزهای خویش نزدیک شویم هیچگاه به آن نمی‌رسیم و تنها مرز خویش را عقب می‌رانیم:

امروز فلان عکس را بد می‌دانیم اما فردا برایمان همان عکس احل عکس‌هاست

امروز حد موسیقی حرام را اینجا می‌دانیم و وقتی بدان نزدیک می‌شیم چند فرسخ آن ور تر می‌رود

امروز دروغ کوچک را جایز می‌دانیم و فردا دروغ بزرگ

از همین روست که علمای ما نزدیک شدن به حدود را نهی کرده‌اند

یکی از حدود انسان نیز حدود اخلاقی و اعتقادی است من هم می‌دانم که اون کامنت قطعا مصداق سخن ناصواب است اما اگر امروز آن را با سلیقه‌ی خویش پاک کنم فردا فلان نظر خانوم نسترن را که شاید حتی درست باشد اما به مذاق من خوش نیاید پاک کنم از این رو این مسئله را به جامعه‌ای فرهیخته می‌سپارم تا آنها باشند که نظری را بپذیرند و یا رد کنند مانند اتفاقی در مورد اون آن کامنت افتضاح اتفاق افتاد که همه آن را افتضاح دانستند این دقیقا همان چیزی بود که من دنبال آن بودم که اگر گروهی از حد مطلوبی از اخلاق اعتقاد برخوردار باشد نیازی به سانسور ندارد کاری که در نهایت تاسف این روزها به طرز فجیعی در رسانه‌ی ملی انجام می‌شود و حتی اعتراض مراجع و علما را نیز در پی داشته است

پیش نیاز این آزادی بیان همین حد مطلوب اخلاقی است که ما در مخاطبین وبلاگ خود و نویسندگانش آن را سراغ داریم

بدیهی است که سخنانی مانند سخنانی که در کامنت فوق الذکر آمده مطلوب آزادی بیان نیست اما این بهای آزادی بیان است و متاسفانه این روزها ادب هم گران شده است

در آخر از تمامی دوستان معذرت می‌خواهم و حذف کامنت فوق الذکر را به نویسنده‌ی پست تفییض می‌کنم هرچه کرد صحیح است

در آخر یک معذرت خواهی جداگانه هم ، از طرف تمامی دوستانم در این وبلاگ از خانوم نسترن می‌کنم هر چند می‌دانم ایشان نیز می‌دانند که این کامنت دأب کلی این وبلاگ نیست

انا لله و انا الیه راجعون

تقدیم به مهدی ابراهیمی مجد که این روزها داغ دار عموی خویش است

دیروز با خبر شدم که عموی محمد مهدی ابراهیمی مجد (موسوم به 13) بر اثر حمله‌ی قلبی دار فانی را وداع گفته است

اول تسلیت عرض می‌کنم از طرف خودم و بچه‌های دیگه به مهدی و خانوادشون و امیدوارم که بر این مصیبت صبر کنند

پ.ن.

1 - حضرت باقر (ع) فرمود: پدرم على بن الحسين عليه السّلام در ساعات اواخر عمرش مرا در آغوش گرفت و فرمود: فرزند عزيزم وصيت ميكنم تو را بآن وصيتى پدرم در آخر عمرش بمن نمود كه او هم فرمود پدرش امير مؤمنان عليه السّلام باو وصيت نموده (و آن وصيت اين است) فرزندم! در برابر حرف حق و عمل بوظيفه صبر كن و شكيبا باش گر چه تلخ و ناگوار باشد. حضرت باقر عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده حال مؤمن شگفت آور است هر گونه قضاء و تقديرى كه خداوند متعال در حقش داشته باشد بنفع او است. اگر مصيبت و ناراحتى باشد صبر ميكند اگر رفاه و نعمت باشد سپاسگزارى مينمايد. و از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد گرامى‏ترين مردم در نظر خدا كيست؟ فرمود آن كس كه بهنگام نعمت شاكر و سپاسگزار و هنگام بلاء و مصيبت صابر و شكيبا باشد.(بحار جلد 67-185)

2- دلیل اینکه من زیاد پست می‌ذارم اینه که بیشتر پست‌ها رو به عنوان مسئول سایت از اخبار دوره می‌ذارم و کمتر مطلبی است مانند(در باب بلاگ و...) که از جانب خودم بنویسم

3- هنوز از زمان و مکان برگزاری مراسم ختم ایشان باخبر نیستم به مجرد اطلاع ، به دوستان دیگر نیز اطلاع خواهم داد

اینهم از عمر شبی بود که حالی کردیم

جمکران به سبک مافیا

امروز با بر و بچ یازده بر طبق سنت هر ساله-منهای پارسال- که توی رمضان می رفیتم قم و جمکران زدیم با دو تا هایس ۱۶ نفره رفتیم جمکران توی راهم تا سر حد توان خودمون راننده مافیا زدیم خفن جای همه ی اونهایی که نیومدن خالی که هم مسجدش حال داد هم حرمش و هم مافیاییش

راستی افطار جوج زدیم و البته یه عده غر. که اصلا مهم نیست . طه شرمنده ولی اصلا مهم نیست که دوست داشتی کوبیده بزنی

اینم یه عکس بعضیا از بچه ها ایشاالله سفر بعد با همه بچه ها کربلا البته مکه هم شد مهم نیست

در باب بلاگ و مخالفین سرسختش

به نام خداوند جل جلاله که بر خلق بیناست و او بر خلق پوشیده

نقل است که چون بلاگ یازده جان گرفت و کمی سرپاشد دخترکی از دیار تهران به دیدار ایشان شتافت و چون فضای مطلوب آن را دید مجذوب بلاگ گشته هر روز بدان رفته و بساط گسترانیده و پاسی از روز را بدان طلف می‌کرد دوستان به چشم میهان چند وقتی ورا بودند میزبان ؛ اما چون فضا را مر مردان بود طاقت عده‌ای تاخت شده دامن از کف رها که چرا آمدی اینجا؟ آری زمان بگذشت دست قضا بحث عشق را به پا کرد که "ای دوستان عشقتان را بر زبان آورید و فریاد زنید که این عشق من است" چون شیخ ما این نکته دید به سرعت ترتیب داد عشق خویش تقریر کرد و بر سر در آن بنوشت "عشق من بزرگ مرد تاریخ سیاسی ایران بعد از امیر کبیر"

دخترک را که کم کم به پایه‌های بلاگ بدل شده بود این سخن گران آمد که این شیخ ملحد را چگونه عشق می‌ورزی و اسب سخن را به میان تاخت که "فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإن الله یتوب علیه" و در باب الحاد آن شیخ سخن بسیار گفت و از دشمنانش حمایت کرد و القصه بسیار مزخرف گفت و امان مردمان را برید

چون قصه بدین منوال شد چندی از دوستان را حالتی عجیب رفت سخنان رکیک که من سینه‌ات می‌فشرم و ... حالیا چند روز دخترک از پشت در به مجلس می‌نگریست و اظهار فضل نمی‌کرد تا که شیخ به اعتاب یاران را گفت که این چه بود که کردید که کلام حق از این کنشت به بیرون نرود مگر به عطوفت. دخترک چون این سخن بشنید برق در چشمان زد و در را تمام گشود بار دیگر خود نمایاند که من هستم

روزگار بگذشت و انتخابات ز راه رسید و بحثش را حرارتی رفت که قبل از آن نبود دخترک که خود را عالم دهر می‌دانست و به کلام متواضع بود ندای مخالفت با عقلا سر داد که باز خلاف کلام حضرتش گفتید و کذا و کذا چون انتخابات به "مشارک حداکثری" سر گرفت و تقلبی بزرگ رفت-که خداوند عزّ و جلّ دستشان بر آب کناد و اسنادش برملا- دخترک را نشاط بسیار رفت و عقلا را کدورت. و چون خلق عاقل تاب ظلم ندارد به بیرون ریخت و اعتراض فرمود که "اشبه الاعتراضات با الانقلاب السلامی و اکثره فی الناس" و چون شاه تاب نیاورد دستور قتل داد، و بسیار بکشتند و ببردند و علتش رو بسان معاویه علیه العنه به سردمدار اعتراض بستند به ریش مردمان خندیدند و ظلم بسیار کردند که در حدیث است که "حکومت به کفر ماند ولی به ظلم نه"

چون اعتراضات به میان بلاگ آمد طلب خون خواهی سر گرفت که محسن و ... فلان را چه شد و دخترک که دیگر وقاحت را به حد نهایت رسانده بود پرسید "محمد آقا میشه شما که اطلاعاتتون خیلی بالاست بگید اینا تو کدوم زندان بودند ؟ و به چه جرمی دستگیر شدند ؟"

یکی را به ظلم بد اگاه بود

دلش پر زخون به سر شاه بود


بگفتا که در بند این مردمان

بکشتند دو تن از جوانانمان


و آن دخترک با وقاهت بگفت

که ای مرد دانا و آگاه سفت


که کشته دو تن از جوانانتان

چه جرمی چه چیزی کدامین زمان


اگر کشته‌اند، خب یقین حقش است

دلیلش همین است و باشد به دست


آری دخترک که تا دیروز از ظلم دفاع می‌کرد امروز ظالم گشته بود ندای حق سر می‌داد

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نحَْنُ مُصْلِحُونَ

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَاكِن لَّا يَشْعُرُونَ

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ كَمَا ءَامَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَ نُؤْمِنُ كَمَا ءَامَنَ السُّفَهَاءُ  أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَ لَاكِن لَّا يَعْلَمُونَ

این جشنها برای من آقا نمی‌شود

امشب بعد از تموم شدن برنامه‌ی "آخرین امید" توی پارک اندیشه برای بچه‌ها یه صحبتهایی کردم که شاید برای بعضیا گرون اومد اما منظور من از اینکه ما تو جشنامون جایی برای امام زمان نداریم این نبود که جشن نگیریم نه

ما جشنامون باید جوری بگیریم که با سخنرانی حضرت کامل شه نه ملقا مثلا یه ایده اینه که سخنران دعوت کنیم ولی پنج دقیقه صبر کنیم شاید حضرت اومد خودشون شاید نیازی به سخنران ما نبود اما وقتی که نیومدن جشنمون خراب شه نه درست صندلی خالی آقامون ببینم گریه کنیم بعد بیایم درباره‌ی چیزایی خوب صحبت کنیم دیدید اینایی که یه عزیزیشون مثلا الآن فلان جاست و اتفاقی اونجا اوفتاده از اون طرف خبری نیست بعد خبر می‌دم سالمه و میاد یه کم که دیر می‌کنه مادرش می‌گه  این بچه چی شد چرا نیومد اطرافیان میان می‌گن میاد تازه وقتی بیاد باخودش گل میاره صفا میاره و ....

نمی‌دونم چرا ولی با این شعر رضا جعفری خیلی حال می‌کنم

این جشن‌ها برای من " آقا " نمی‌شود!
شب بـا چـراغ عاریـه، فردا نمی‌شود

خورشیدی و نگـاه مـرا می‌کنی سفید
می‌خـواستـم ببینـمت؛ امـّا نمی‌شود!

شمشیرتان کجـاست؟ بـزن گردن مرا
وقتی کـه کور شد گرهی، وا نمی‌شود

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را
عرضه مکن؛ کـه هیـچ تقاضا نمی‌شود

اینجـا، همـه من‌اند؛ منِ بی‌خیـالِ تـو
اینجـا کسی بـرای شما، مـا نمی‌شود

آقـا! جسارت اسـت؛ ولی زودتر بیـا
این کارها بـه صبـر و مدارا نمی‌شود

تـا چنـد فرسخـی خـودم، ایستـاده‌ام
تا مرز یـأس، تا به عدم، تا "نمی‌شود"

می‌پرسم از خودم: غـزلی گفته‌ای؛ ولی
با این همه ردیف، چرا با "نمی‌شود"؟!

رضا جعفری

امیدوارم خدا از همه‌ی دست اندرکاران جشنهای نیمه شعبان قبول کنه به امید اینکه سال دیگه جشن میلاد و در کنار خودشون باشیم

از سرزمین وحی 1

تقدیم به همه دوستان خوب دوره‌ی یازده که آنجا یادشان بودم

  • مسجد النبی - روضه‌ی نبوی

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/1.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    روضه‌ی حضرت رسول ما بین قبری و منبری روضة من ریاض الجنة

    مسجد النبی
  • مسجد النبی - باب البقیع 

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/2.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    این در، در سمت چپ خانه‌ی حضرت زهرا واقع شده است و معمولا از آن خارج می‌شوند 

    مسجد النبی
  • مسجد النبی - باب علی

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/3.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    این در، یکی از چند در باب علی است که سیاق چون دیگر درها دارد و بر روی آن نام مانند دیگر درها نام نبی اکرم نوشته شده است

    مسجد النبی
  • مسجد النبی - نمای خارجی

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/4.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    این نما از شارع ملک فهد گرفته شده است 

    مسجد النبی
  • مسجد الحرام - نمای خارجی

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/5.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏ (بقره/149)

    مسجد الحرام
  • مسجد الحرام - نمای کعبه

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/6.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمين‏ (آل عمران/3)

    مسجد الحرام
  • مسجد الحرام - نمای داخلی

    http://ehsan11.googlegroups.com/web/7.jpg?gda=elekdTcAAADQ9BSxZ-tnu4LPJOxbeDVO6KxEJvzc0QYrQ17kBbfYvuI1-UGdL3R5wQ7fO_Pd0Sp5Xh26_qkMwaGGFl2NCU0D&hl=en

    إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليم‏(بقره/158)

    مسجدالحرام

سلام به همه دوستان دوره و تمامی بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ ما

هر چند غیبت 12 روزه‌ی بنده باعث شده است که بعضی فکر کنند که دماغ بنده را به خاک مالیده‌اند اما به میمنت حضور دیگران بنده هنوز هستم و اگر خدا بخواهد خواهم بود با اینکه تلاش کردم که از اونجا براتون مطلب بزارم اما این تلاش‌ها بی ثمر ماند و نشد لذا باید از ایران و از منزل و قبل از هرکاری چند تشکر بکنم:

1- از دوستان خوبم که در این مدت فضای وبلاگ را زنده نگه داشتند

2- از محمد رضای طالبی که تکذیبه‌ی بنده رو از مکه‌ی کرمه در اینجا گذاشت

3- از امین واعظ زاده و علیرضای حاجی صفری که که در گروپ فعلاند

4- از محسن فتوره‌چی که از اون سر دنیا تحلیل سیاسی (کپی) می‌کنه و توی وبلاگ می‌ذاره

5- خلاصه از همه کسانی که به این وبلاگ نظر دارن(البته از نوع خوبش)


باید بگم که توی مکه و مدینه به یاد همتون بودم و امیدوارم دوستانی که بعد از این (فردا) به سفر میرن هم همینطور باشن این پست که عنوانش رو گذاشتم "از سرزمین وحی 1" امیدوارم سرآغازی بر پست‌های شبه سفرنامه‌ای دوستان از سفر عمره و حج و حتی عتبات باشه


و در آخر هم یک تیکه از سفر نومچه‌م رو می‌نویسم

حوالی ساعت 3 بعد از نیمه شب بود که با خونواده از حرم به بر می‌گشتیم از اتوبوس هتل پیاده شدم و پا توی پیاده هتل گذاشتم و جلو جلو به سمت برج پنجم هتل که محل استقرارمون بود حرکت کردم سراشیبی پیاده رو با کمی سرعت طی کردم و نزدیک در هتل که رسیدم دیدم مسعود(یکی از همکاروانی‌هامون) و حاج احمد(نیز) دارن به سمت برج سه می‌رن مسعود که من و دید صدا زد

- درایم می‌ریم حرا میای؟

- شما که قرار بود دیشب ساعت 2 برید؟

- ختم قرآن طول کشید نشد حالا میای یا نه فردا مبعثه

ساعتم نگاه کردم یه نگاه به داداشم انداختم و گفتم برو کفش بپوش بیا بریم

- کیا میان؟ [این جمله رو رو به مسعود حاج احمد گفتم]

حاج احمد گفتم فعلا با شما 6 نفر می‌شیم اونام میان راستی مسعود به خانوما گفتی

- آره یکی می‌خواست بیاد که کنسل کرد

- خوب باشه بریم

تو همین اوضاع داداشم که مثل فشنگ تا طبقه‌ی هشتم رفته بود و کفشش رو عوض کرده بود رسید نفس زنان گفت بریم من اومدم

قرار شد بریم سر خیابون یه ماشین بگیریم برای کوه حرا اما هرچی وایسادیم ماشین نیومد او دو نفر دیگه که اون گوشه نشسته بودن داشتن با هم صحبت می‌کردم با گفتم یه التماس دعا قضیه رو کنسل کردند و رفتند که برن تو هتل ما موندیم و مسعود و حاج احمد

چهارتایی به با این هایسای هتل راه افتادیم سمت حرم که از اونجا یه ماشین بگریم تا پای کوه حرا


ساعت 4

...

خودی و نخودی

تقدیم به دوستان دوره‌ی دوازده که سیاست خودی و غیر خودیشان همانند دولت است.


این روزها که فضای داخلی کشور به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم شده است شاید انتظار این که دوره‌ای در همسایگی ما در فضای مجازی عاریتی خود اعمال قدرتی به این شکل کنند دور از ذهن نباشد


دیروز یا روز قبلش بعد از مدتها به به وبلاگ دوره‌ی دوازده(12) سرزدم تا از مواضع آنها در این برحه از زمان با خبر شوم و از طرفی از تجربیاتشان اندکی استفاده کنم چون به هر حال تعداد پستهای آنها کمی کمتر از دوبرابر ما بود با برایم جالب بود که با وجود این همه فعالیت نوشتاری هیچ اقدامی در جهت تغییر قیافه‌ی این وبلاگ انجام نشده بود و همچنان لغت آزمایشی در گوشه‌ی سمت راست بالای وبلاگشان نقش بسته بود. آزمایش چی نمی‌دانم حتما برنامه‌هایی برای خود دارند اما خوب هنوز به نتیجه نرسیده است. حتما!

بعد وارد بخش نظرات چند پست اخیرشان شدم که به حق بسیار پر و پیمان بود و یاد آن جمله‌ی خودم افتادم که "پویایی یک وبلاگ به تعدد بازدیدکنندگانش نیست به پویایی نظراتش است" آنها در این امر بسیار موفق بودند هرچند فضایشان آکنده از دوز و کلک و اسم قلابی و دعوای بین دوره‌ای بود ولی خوب پویا بود یک نظر هم با نام 11 برایشان گذاشتم اما انگار سردر وبلاگشان افتاده بود ما ندیده بودیم که ورود غیره ممنوع که به این موضوع حتی در نظری هم پرداخته بودند که خطاب به بنده و محمد جعفر دوستانی که از دیگر دوره‌ها آمده بودند بود

جالب ترین بخش این نظرات این بود که همگی بر این باور بودند که بهترین وبلاگ دوره‌ای را دارند و مانند بقیه‌ی وبلاگ‌ها به تفریح برگذار نمی‌کنند که خوب این نشان از اتحاد دوره‌ی یشان است ولی به نظر من مؤید این است که صمیمت و محبت کمی در میانشان وجود دارد که این را که باهم جدل می‌کنند خوب می‌دانند به مطالب گذشته‌ی ایشان نیز نگاهی انداختم مطالب گذشته‌یشان نیز مؤید حرفشان بود همه چیز جدی و بی انعطاف.

خب هر دوره‌ای سلیقه‌ای دارد من نمی‌توانیم آنها را به خاطر عقایدشان ملامت کنیم

اما از همین جا می‌گویم ما در دوره‌ی یازده با هیچ کس مشکلی نداریم و وبلاگمان هم نسخه‌ی نهایی است و ورود و نظر برای همه آزاد است هر چند با ما مخالف باشد این نکته هم بدیهی است که عدم استقبال از یک فرد حتی اگر جنبه‌ی عمومی داشته باشد دلیل بر اخراج آن فرد نیست و ما همچنان او را مخاطب خود می‌دانیم که مثال بارز آن خانوم نسترن است هر چند نظرات طولانی ایشان و عدم درکشان کاسه‌ی صبر یازدهی‌های وبلاگ را لبریز کرده است اما ما هنوز ایشان را مخاطب وبلاگ می‌دانیم

پ.ن:

1- ماه رجب است و ته ماه بیاین برای مملکتمون و ظهور آقامون دعا کنیم

2- لیلة الرغائبم که گذشت باشد که در این روزها دردمان را دوا کنیم

3- امیدوارم که دوستان دوازده نوشته‌های بنده را توهین تلقی نکرده باشند که همچین قصدی نداشتم

4- یک فضای عکس برای دوره می‌گیرم که وبلاگ عکسمون هم بیاد رو فرم

5- وبلاگ دوره‌ی دوازده را در آدرس زیر می‌توانید ببنید هرچند توصیه می‌کنم اینکار را نکنید چون انسان نباید به جایی برود که حرمتش خدشه دار شود.

http://ehsan12.ir

بازگشت

سلام به دوستان این روزها با امنیتی شدن فضای کشور و .... شدیدی که اتفاق افتاده فضای وبلاگ ما هم از رکودی برخورد شده است امیدوارم این التهاب مردمی به خیر و خوشی تمام شود

پ.ن.

1- اطلاعات رسیده از مناطق مختلفت تهران و بعضی شهرستان ها حاکی از آن است که مردم به صورت خود جوش اعتراضات خود را نسبت به شمارش آرای دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری نشان می‌دهند که از جمله‌ی آن می‌توان به غریو "الله اکبر" شبانه‌ی مردم در سراسر تهران و بعضی شهرستان‌ها که ما از آن مطلع شدیم اشاره کرد همچنین راهپیمایی چند میلیونی دیروز مردم تهران که به شهادت شاهدان عینی چیزی بیش از ٢٠ برابر حاضران جشن شکرانه بودند نشان می‌دهد که قریب به اتفاق مردم تهران نسبت به وضع موجود گلایه مندند.

2- همواره اعتراض پایتخت یک کشور به اندازه‌ی کل یک کشور تاثیر گذار است یعنی اگر تمام ایران هم با این انتخابات موافق باشند(که نیستند) باز هم اعتراض پایتخت می‌تواند کار را تغییر دهد.

3- من در مورد اینکه چه‌کسی با نام گمنام نظر داده بحثی نکردم هرچند می‌دونم کی بوده و از کجا بوده لذا لطفا به دیگران بر نخوره.

4- توصیه می‌کنم که سری به پیشگویی‌هایی "ابن عربی" بزنید. این نکته را هم بدانید که پیشگویی ربطی به دین و درستی اعمال ندارد مثال نسراداموس

5- علت بسته بودن بخش نظرات این چند پست اخیر ممنوعیت تبلیغ بود که توسط وزارت کشور اعلام شده بود و هیچ دلیل دیگری نداشت این نکته را هم یادآور می‌شوم که من معتقد به آزادی بیان مطلق هستم و هیچ نظری را حتی مخالف یا غیر مؤدبانه را حذف نمی‌کنم چون معتقدم جامعه‌ی هدف این وبلاگ فرهیخته تر از آن است که برایشان فیلترینگ انجام گیرد

6- توصیه می‌کنم برای روشن شدن وضعیت و اشراق خود یک پرس و جویی در مورد شخص آقای کامران دانشجو بکنید که بد نیست

7- تمام این مشکلات با ظهور آن یگانه منجی بشریت و آن امام همام حضرت حجة بن الحسن العسکری-اروحنا لتراب مقدمه الفداه- که ناظر و حاضر بر اعمال ماست خاتمه می‌یابد و آن روز که از کعبه ظهور فرماید حقیقت نیز پرده از رخ بر می‌کشد و آفتاب حضرتش تمام موجودات را رحمت می‌رساند به امید ظهور


اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا عَنَّا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا فَرِّجْ ذَلِكَ يَا رَبِّ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامٍ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعَالَمِين‏


لست علیهم بمصیطر

تقدیم به خانوم نسترن حق را می‌بیند و انکار می‌کند.

به خدا قسم دین ما فقط عدم فساد اخلاقی و رسیدگی به محرومان نیست اینها رو که توی ادیان و توی فرق حتی غیر الهی می‌تونیم ببینیم اگر در تمام این مدت درک نکردنهای شما(خانوم نسترن) رو تحمل کردم و کردند نه به این خاطره که حقیقت می‌گید به این خاطره که شستشوی مغزی شدید حتی من آدرس اینترنتی بانک مرکزی را به شما دادم باز حرف روزنامه‌ی دروغگویی مثل ایران را قبول می‌کنید.


حضرت علی سکوت کرد ولی کی ظلم تایید کرد؟
کی فساد تایید کرد؟

اگر واقعا آقای خامنه‌ای سکوت کرده در برابر ظلم خودش ظالمه حضرت علی وقتی خواستند آنها نبش قبر کنند(عمر و ...) و به دنبال قبر حضرت فاطمه می‌گشتند سکوت کرد؟؟؟؟ سکوت کرد؟؟؟؟
نخیر

مگه مردم بازیچه‌ن ما وارث میثم تمارهایی هستیم که بالای نخل حق فریاد می‌زدند ما وارث خون شهدای کربلاییم ما وارث خون این همه شهید خودمونیم بعد به خاطر این که دوست گرمابه و گلستان آقای خامنه‌ای بهشون چیزیش نشه ایشون ازش حمایت می‌کنه؟

بابا این آدم رهبره مگه الکیه که این کار رو بکنه مملکت و اسلام مگه ماترک پدرشون که هر طور بخوان باهاش رفتار کنند

نخیر آقای خامنه‌ای این کار رو نمی‌کنه این آقای احمدی نژاده که داره مملکت رو تخریت می‌کنه.

شما به چه دینی متشرعی؟ اسلام کجا اجازه داده بدون محاکمه حد بزنی کجا؟؟؟

من عکس pdf بانک مرکزی رو می‌زارم اینجا تا ببینید غلط کرده روزنامه‌ی ایران این مطلب رو نوشته غلط کرده وقتی یه مشت آدم از خدا بی خبر قرار باشه برای رای آوردن به هر دری بزنن همینه دیگه


یک انتخاب ...

کسانی که از آقای احمدی نژاد طرفداری می‌کنند دو دسته اند:

1- دسته‌ی اول که معتقد به اسلام و تشیع اند و کلام خدا و پیغمبر و امام را بر کلام خویش سبقت می‌دهند.
2- دسته‌ای که در دسته‌ی اول نمی‌گنجند و بر شرع و اخلاق اسلامی پایبند نیستد.

این دسته بندی در تمام گروها و در تمامی حامی‌های نامزدها وجود دارد خب حالا غرض از این حرف

احادیثی که بر بد بودن دروغ و حرمت آن و عواقب آن آمده آنقدر زیاد است که قابل انکار نیست هرچند دروغ گویی اخلاقا نیز زشت است اما گاهی خوب است که اینگونه بحث کنیم

وَ قَالَ ص يُطْبَعُ الْمُؤْمِنُ عَلَى كُلِّ خَصْلَةٍ وَ لَا يُطْبَعُ عَلَى الْكَذِبِ وَ لَا عَلَى الْخِيَانَة

رسول خدا فرمودند: مؤمن بهر خصلتى خوكند و بر دروغ خو نكند و نه بر خيانت‏

و نیز در همان جا فرمودند:
وَ قَالَ ص الْعِلْمُ خَلِيلُ الْمُؤْمِنِ وَ الْحِلْمُ وَزِيرُهُ وَ الْعَقْلُ دَلِيلُهُ وَ الْعَمَلُ قَيِّمُهُ وَ الصَّبْرُ أَمِيرُ جُنُودِهِ وَ الرِّفْقُ وَالِدُهُ وَ الْبِرُّ أَخُوهُ وَ النَّسَبُ آدَمُ وَ الْحَسَبُ التَّقْوَى وَ الْمُرُوءَةُ إِصْلَاحُ الْمَال‏

رسول خدا فرمودند: دانش دوست مؤمن است، و بردبارى وزيرش، خرد رهنمايش، و كردار سرپرستش و شكيبائى فرمانده لشكرش، و نرمش پدرش، و نيكوكارى برادرش، نژاد از آدم (ع) است، و خانوادگى در تقوى، و مردانگى اصلاح مال است‏.

تحف العقول عن آل الرسول(ص) صفحه‌ی 55

خب حالا برای شما یه فیلم از یوتیوب می‌گذارم که ببینید(برای دیدن فیلم به ادامه‌ی مطلب برید)

دقت داشته باشید که این فیلم توسط آقای جوادی عاملی تائید شده و توسط آقای احمدی نژاد بارها و بارها از جمله در مناظره با آقای کروبی تکذیب

پس یا تائید آقای جوادی عاملی دروغ است(با عرض پوزش)
یا تکذیب آقای احمدی نژاد

در ضمن به این یه فیلم هم دقت کنید(برای دیدن فیلم به ادامه‌ی مطلب برید)

این را هم در نظر داشته باشید که وقتی کسی دروغگویی اش ثابت شد حتی شهادتش هم در اسلام قابل قبول نیست چه برسد به ارائه‌ی آمارش که با آماری که بانک مرکزی ایشان می‌دهد فاصله دارد


من هرچند تاسف می‌خورم که عده‌ای با توسل به دروغ به مردم حکومت می‌کنند اما فکر کنم که این مردمی که سی سال پیش انقلاب کرد برعلیه فساد و ظلم امروز بعید است که به غیر مؤمنی رای دهد

ن و القلم و ما یسترون

قلم ...

     قلم ...

           قلم می‌نگارد...

                            قلم ...

□□□

و آنگاه که پنداشتند دستان خدا را بسته اند ...

وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَة

نمی‌دانستند...

يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ

دست خدا برفراز دستان آنان است...

□□□

در این میان شیطان ندا سرداد:"با غلاف شمشیر"

و با غلاف شمشیر "ن" قامت ناموس خدا را به "قلم" دست آزین کردند تا...

با این قلم بر صحنه‌ی روزگار بنویسد:

"ای مردم بدانید که جز علی ابن ابی طالب امیر المؤمنینی نیست"

□□□

و خداوند به "نون" قامت او به دست قلم شده‌ی او به آنچه بر صحنه روزگار نگاشت قسم یاد کرد

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُون‏

روح ملکوتی آیت الله العظمی بهجت به ملکوت اعلا پیوست

آيت‌الله  محمد تقي بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده‌اي ديندار در شهر مذهبي فومن واقع در استان گيلان، چشم به جهان گشود.
هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و از اوان كودكي طعم تلخ يتيمي را چشيد.

این مرجع تقلید شیعیان جهان که ساعت 3:10 صبح امروز یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 به بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) قم منتقل شده بود، به علت ایست قلبی، دار فانی را وداع گفت1.

زندگینامه آن مرحوم
آية الله العظمى حاج شيخ محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد . تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند . در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم له عبارتند از : يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و2...

پی نوشت

در این روزها که تلویزیون جمهوری اسلامی در حال تبلیغ جهت دار انتخاباتی است حتی یک نوار سیاه هم خرج این عالم بزرگ نکردند و به اعلام آن در اخبار بسنده کردند.

در حالی که در زمان حکومت ستم شاهی ایران در هنگام فوت آقای حجت کوه کمری تمام برنامه‌های خود را قطع کردند و به این خبر را به مردم ایران دادند.

اما امروز عده‌ای با اسم دین و بسیج و .... حتی ....


1- http://www.shia-news.com

2-http://tabnak.ir

عنوانی به ذهنم نمی‌رسه

سلام

روز اولی که این وبلاگ و گروپ دوره‌ی یازده رو راه اندازی کردم تفکرات خودم رو داشتم و به صورت کاملا جوششی و نه فرمایشی این کار رو کردم

این کار رو کردم تا کمی بیشتر دور هم باشیم تاکمی با هم باشیم و فضای خوبی داشته باشیم

اما با گذشت زمان و کمتر از یکسال آنچان برخوردی بعضی از دوستان می‌کنند که انگار من وظیفه دارم این وبلاگ رو اداره کنم!؟!

به همین جهت بنده از همین امروز تمام مسئولیت‌های سایت رو به هرکس که بخواد واگذار می‌کنم و فقط به عنوان یک بیننده گه گداری به این وبلاگ سر می‌زنم

هرکس آمادگی داشت به من یه زنگ بزنه تا پسورد وبلاگ رو در اختیارش بذارم

فقط جهت اطلاع مدیر بعدی می‌گم که بدونه چه کاری در انتظارش است:

در این مدت من...

حدود 60 ساعت وقت صرف طراحی قالب کردم

حدود 5 ساعت وقت صرف طراحی آمار گیر با قابلیت‌های متنوع کردم

بیش از 300 ساعت وقت صرف چک کردن مطالب سایت و هماهنگی بین نویسنده‌ها کردم


اگر بخواهیم همین روند رو طی کنیم چیزی بیش از ارقام بالا وقت نیاز است


بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/ یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت


در آخر من چندتا گله‌ای که دارم رو می‌گم و میرم

1- بچه‌ها توی وبلاگ ما فضای خیلی صمیمی ای حاکم است اما نسبت به دیگران کمی خوب عمل نمی‌کنیم

2- این وبلاگ برای سرگرمی فقط نبود روز اول هدف دیگری داشتیم ولی خراب شد

3- درست که ما شورا نداریم اما مسئولیت ها به طور کامل مشخص است لذا خود سر بودن و تصمیم از جانب دیگران امری کاملا ناپسند است امیدوارم که دیگر شاهد آن نباشیم

4- اخلاق‌های شاذ خودمون رو به حساب دوره نذاریم

5- خداحافظ همین حالا/همین حالا که من تنهام

تو که نبودی....

ای کسی که اون روز نبودی...

نبودی توی کوچه ببنی چه جوری اون نامرد زد توی صورت مادرم

نبودی ببینی توی اون کوچه‌ی تنگ مادرم نه راه پس داشت نه پیش

خیلی بی انصافی که می‌گی شهادت افسانه است

مگه توبودی که ببینی...

ببینی که وقتی برای بیعت در خونه‌ی پدرم ریختند چه جوری حرمت مادرم رو شکستند و در خونه رو آتیش زدند

خدا وکیلی تا حالا در خونت آتتیش گرفته ببینی چه حسی داره؟

تاحالا بین در نیم سوخته و دیوار کاهگلی موندی؟

تا حالا شده مجبور باشی سکوت کنی جلوی روت با قلاف شمیشر به بازوی همسرت بزنند ببینی چه حسی داره؟

بودی اون روزی که بچه‌های حضرت زهرا نمی‌دونستن به پیش پدر در بند پناه ببرند یا پیش مادر مجروح

بودی ببینی اون حرامزاده‌های بی انصاف چه جوری توی خونه ریختند خونه‌ای که جبریل برای ورود بهش اجازه می‌گرفت. خونه‌ای که عزارائیل برای ورود اجازه می‌خواست.خونه‌ای که پیغمبر هر روز بر سر در آن می‌ایستاد و ندا سر می‌داد:«السلام علیک یا اهل بیت نبوه»

با چه رویی می‌خوای اون دنیا به چشمای پیامبر نگاه کنی و بگی افسانه بود؟


خیلی ....

            خیلی.....

                       خیلی بی انصافی . تو که نبودی.....

                                                                 خیلی .....

                                                                              خیلی....

                                                                                          خیلی....

                                                                                                        خیلی....

امتحان(هچل 9)

تو این پست می‌خوام طبق روال عبدالله یه سؤال بپرسم

آخرین امتحان بزرگی که خدا از تون گرفته چی بوده؟

ممکن تا حالا بهش فکر نکرده باشید اما فکر کردن بهش بد نیست شاید بعد از این بهتر امتحان بدیم.

گل باصفاست اما ...

عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می شود

وقتی به داستان نگاه تو می رسم

یکباره شعر وارد تمثیل می شود...

ای عابر بزرگ که با گام های تو

از انتظار پنجره تجلیل می شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد

بر چشم های پنجره تحمیل می شود

آیا دوباره مثل همان سال های پیش

امسال هم بدون تو تحویل می شود؟

بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می شود

آن روز هفت سین اهورایی بهار

موعود! با سلام تو تکمیل می شود

 

زهرا بیدکی

تا لحظه‌ی تحویل سال مانده است

اسلام و ...

سلام

خدمت تمام شما دوستان و شیعیان جهان و مولی و صاحبمان حضرت ولی عصر -اروحنا لتراب مقدمه الفدا- میلاد پر سعادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی -صلی الله علیه و آله- و ششمین اختر سپهر ولایت حضرت امام جعفر صادق -علیه السلام- رو تبریک عرض می‌کنم


امروز مقاله‌ای رو از سایت آقای بروجردی در جلسه عقاید خوندم که دوستان پس از در آمدن شاخ از من خواستند که مطلب رو اینجا بذارم لذا من این مطلب رو ادامه‌ی ملب برای شما گذاشتم

هزار پنجره واشد در آن پگاه مقدس

که عشق در تو درخشید از آن نگاه مقدس


دلیل خلقت آدم! دوباره بار امانت

و اشتباه ملائک در آن گناه مقدس


به پاس آینه واری در آن دیار غباری

چقدر آه کشیدی، چقدر آه مقدس


مسیر سیر و سلوکت مدار سیر ملائک

صراط سیر نگاهت دو شاهراه مقدس


بهار بی تو چه دارد؟ ادای سبز طراوت

و با تو: عشق،علی(ع) را و چند ماه مقدس


نظد بلال تو باشم؛ بگو صدای که باشم

در این غروب اذان همان سیاه مقدس


فرشته‌تر شدن ای دل همیشه قسمت ما نیست

مگر به گوشه‌ی چشمی از آن نگاه مقدس

سید اکبر میرجعفری

ادامه نوشته

درد دل

Untitled 1

خداحافظ ...نگامی که کودک بودم در میان شور هیجان کودکانه خود مثل تمامی هم سالانم آرزوهایی داشتم

آرزوهایی که شاید هیچگاه تحقق نیافتند ولی هنوز با من هستند با حس کودکیم با سالهای دورم با ...

 وقتی بچه بودم مثل همه‌ی بچه‌ها دوست داشتم بزرگ بشم به مدرسه برم بعدش خوندن و نوشتن یاد بگیرم بعدش برم راهنمایی بعدش برم دبیرستان بعدش برم دانشگاه بعدش بعدش بعدش

و الآن من در یکی از این بعدها هستم بعدهایی که آرزویش را داشتم بعدهایی که برای آمدنش لحظه شماری می‌کردم برای دانشگاه برای رانندگی برای هزار تا چیز اما نمی‌دونم چم شده انگار این دانشگاه و رانندگی و سواد و ... راضیم نمی‌کنه یا آرزوهام خیلی غلط بوده یا الآن غلط زندگی می‌کنم

همیشه در زندگی بسیار پر شور و هیجان بودم اما انگار دیگری از آن شور هیجان صادقانه خبری نیست دوستهای قدیم رفته‌اند و دوستان جدید به مثال دوستان سعدی(این دغل دوستان که می‌بینی/مگسانند دور شیرینی) دوستی می‌کنند شور و هیجانم فقط رولی است که از بس آن را بازی کردم در آن متبحر شدم

فکر می‌کنم مشکلم این باشه که همیشه قدر امروز را نمی‌دانم بچه که بودم که قدر آن را نمیدانستم ؛ آن روز که در دبستان بودم قدر آن را؛ و آن روز که با شما بودم قدر آن، هنوز که هنوز است لحظات شیرین زندگی‌ام در کنار همان دوستان قدیم رقم می‌خورد همان دوستان بی شیله همان‌ها که به معنی اتم کلمه رفیق بودند، دوست بودند و هم دوره

یاد تلاشهای دوم دبیرستانم که می‌افتم یاد تلفن‌های شبانه‌ام با محمد جعفر یاد طرح بی سابقه‌ی 52 مجری جشن یاد تلاش برای یکپارچگی یاد روزهای خوب گذشته یاد یاد یاد یاد یاد یاد دلم شدیدا می‌گیره

یک اظهار نظر

توی فیلم یک تکنه نان رضا کیانیان در نقش پیرمرد آسیابان به سرباز می‌گه:"دلت گرفته؟... خوب دل داشته باشی می‌گیره دیگه."

 یک خواهش

خواهشان غرق روزمره تون نشین چند وقت یکبار به گذشته به دوستاتون هم فکر کنید بلکه شاید با هم باشیم

یک دعا

خدایا این با هم بودن بچه‌های ما رو مایه‌ی خیر قرار بده و همه‌ی ما را در راه دین خود استوار نگه دار  

قالب جدید

سلام خدمت همه‌ی دوستان اولش نمی‌خواستم به شکل یک پست جدید امکانات و اشکالات و مزایا و ... این قالب رو بگم ولی نوین بودن طرح و هم چنین مشکلاتی که انواع مختلف بروزر با این قالب داشتن من رو بر آن کرد که یک توضیح مفصل بدم

این قالب نسبت به قالب قبلی کم حجم تره و اگر مشکل کندی داره دلیلش اینه که تا حالا روی کامپیوتر شما اجرا نشده این قانون برای تمام قالب‌ها و سایت‌ها برقراره در ضمن در این قالب شما می‌تونید از منوی استرات سایت گزینه‌ی تنظیمات را انتخاب کرده و بکگراند وبلاگ را برای خود تغییر دهید برای این کار اول روی انتخاب عکس کلیک کنید و بعد آدرس عکس مورد نظرتون رو توی کادر مشخص شده کپی کنید و دکمه‌ی OK را فشار دهید بعد از کمی صبر کنید تا پیش نمایش عکس کامل شود و بعد تایید را فشار دهید از این پس در کامپیوتر شما یکگراند وبلاگ همانی خواهد بود که خودتان انتخاب کردید.

این قالب هنگام طراحی با 5 بروزر مشهور از دنیا چک شد و با هیچ کدام مشکلی نداشت اما بعد از آپلود شدن با اینترنت اکسپلورر به مشکل خورد برای همین من چندتا از بروزرهای مشهور دنیا رو که با این قالب مشکل ندارن اینجا گذاشتم

نسخه‌ی پرتیبل نسخه‌ای هستش که نیاز به نصب نداره و شما می‌تونید توی دانشگاه یا کافی نت ازش استفاده کنید

نسخه‌ی معمولی نسخه‌ی پرتیبل

Normal Firefox 3.0.6

Portable Firefox

Normal Google Chrome
2.1

Portable Google Chrome
1.0.154.42

Normal Opera 9.63

Portable Opera 9.63

Normal Apple Safari
(Download Center)

Portable Apple Safari
for win(Rapid share)

1-آیا انسانیت یعنی مردانگی؟


تاریخچه‌ی پیدایش فمنیسم
شاید بد نباشه اول یه تاریخچه‌ی کوچیک از فمنیسم بگم فمنیسم در سال 1792 با مقالات و صحبتهای مری ولتسون کرافت پا به عرصه‌ی معادلات جهانی گذاشت و تا سال 1960 به کار خود بدون تغییر ادامه داد که به آن موج اول می‌گویند در سال 1960 موج دوم فمنیسم شکل گرفت و تا سال 1980 ادامه داشت و از سال 1980 تا کنون موج سوم فمنیسم در حال جریان است.

زمینه‌های شکل گیری و پیدایش این سه موج را در ادامه‌ی مطلب بخوانید

چند سخن:
1. با مطالعه‌ی تمامی زمینه‌های شکل گیری این سه موج به این نتیجه می‌رسیم که این عده از زنانی که پایه گذار فمنیست بودند انسانیت را در انجام کارهای مردانه می‌دانستند و هیچ ارزشی برای وظیفه‌ی خود که وظیفه‌ی مادری، وظیفه‌ی مدریت خانه و خانواده و وظیفه‌ی همسری قسم کوچکی از آن است قائل نبودند که اکنون پس از گذشت نزدیک به 50 سال از شروع موج دوم همگان به این نتیجه رسیده‌اند که شاید مهم ترین رکن یک جامعه سالم وجود همان وظایف است.
2. با روشن شدن این که وظایف فوق الذکر از چه اهمیتی برخوردار است و به خاطر خلاء عاطفی دختران نسل امروز غرب با مادران نسل سوم فمنیسم به نظر می‌رسد که ما شاهد شکل گیری موج چهارم فمنیسم خواهیم بود که از نشانه‌های آن می‌توان به عدم تمایل به سقط فزندان نا مشروع در غرب نام برد
3. در موج سوم خلاف آرمان‌های فمنیست زنان بیشتری تبدیل به کالای تبلیغاتی شدند و بیشتر در انحصار مردان هوس ران قرار گرفتند شاید به توان گفت که امنیت خود را کامل از دست دادند که از دیگر نشانه‌های شکل گیری موج چارم می‌توان به ایجاد تاکسی‌های مخصوص زنان در انگلستان یا عطرهای بد بو اشاره کرد.
4.در تعالیم اخلاقی و فقهی ما شیعیان زنان از ارج و قرب والایی برخوردارند این که خداوند بر مرد وظیفه‌ی شرعی کرده است که رزق زن و فرزندش را بدهد در حالی که به زن اجازه داده است که در قبال شیری که فرزند خود می‌دهد مزد بگیرد اینکه برای مرد هدیه‌ای برای ازدواج قرار نداده ولی مهریه‌ی عندالمطالبه را برای زن قرار داده و ...
5. اما دوستان این وظیفه‌ی ماست که با به رسمیت شمردن حقوق الهی زنان به آنان عملا ثابت کنیم که برایشان چه ارزشی قائلیم و به آنان به چشم کلفت و پرستار نگاه نمی‌کنیم

سخن آخر: با وجود تمام این حد گذاری‌های شرعی برای حقوق زن و مرد اما به ما توصیه شده است که در زندگی بر پایه‌ی وظایف عمل نکنیم و با عشق و محبت و بر پایه‌ی اعتماد به ادامه‌ی زندگی بپردازیم
ادامه نوشته

عشق من بزرگ مرد تاریخ سیاسی ایران(بعد از امیر کبیر)

بوی جدایی

... این یعنی آغاز جدایی

هیچگاه فکر نمی‌کردم دوره‌ی ما که همه‌مون دوستش داشتیم و همگی معتقد بودیم که به این زودیا از هم جدا نمی‌شیم؛ الآن توی دی ماه 1387 یعنی کمتر از یکسال نیم از فارغ التحصیلی یعنی کمتر از دو سال و نیم از اون گریه‌های خداحافظی با بچه‌های تجربی یعنی کمتر از 4 سال از آخرین جشن دوره‌ی ما یعنی کمتر از 6 سال از ورود به دبیرستان یعنی کمتر از یک چشم به هم زدن سر به سرا شیبی تندی بذاره که اگه جلوش رو نگیریم دیگه دوره‌ی 11هی وجود نداره دیگه بحثایی مثل زنان دوره‌ی یازده حنیف محلی از اعراب نداره دیگه هیچ دوستی بی‌ریایی به این راحتی پیدا نمی‌شه و دیگه ...

مدت زیادی که خیلی از دوستان رو ندیدم و ندیدیم بعضیا مثل: سروش و سعیدی‌نژاد، ایمانی و تقی‌پوریان، یزدانفر و مستفید، جم و تصدیقیان، منشی‌زداه و نام آور، کارتاب و شریف‌زاده، رازقی و اروین و یاسین ...

{البته جدیدا به جهت امتحان و تعطیلی عقاید به مدت 1 ماه دیگر دوستان هم کم دیده می‌شوند}

نمی‌دونم که چندتا از کسانی که اسمشون رو بالا بردم این وبلاگ رو می‌خونن و یا بهتره بگم که چندتا از بچه‌های دوره این وبلاگ رو می‌خونن ولی از همه تقاضا دارم که حداقل این خونه رو به خونه‌ای متروک و خراب بدل نکنید شاید شما هم مثل من به محض اومدن پیغام ورودی سایت OK می‌کنید و نمی‌خونیدش اما باور کنید این یه حقیقته این خونه بی حضور و نظرات شما هیچ صفایی نداره خونه‌ی ما... خونه‌ای توی شهر زندگی ابتدای بلوار جوانی توی کوچه‌ی دوستی اولین بن بست "بن بست خاطره ، پلاک 11"

پیشنهاد می‌کنم به یاد عدد یازده در جمعه یازده یازده هفتمین گردهمایی دوره را برپا کنیم.


امیدوارم آمارهای دلسرد کننده‌ی بازدیدکنندگان وبلاگ به قوت قبلی برای ادامه بدل شود

چهارشنبه، 25 دي 1387 20 بازديد
چهارشنبه، 18 دي 1387(عاشورا) 1 بازديد
چهارشنبه، 11 دي 1387 22 بازديد
چهارشنبه، 4 دي 1387 10 بازديد
چهارشنبه، 27 آذر 1387 12 بازديد
شنبه ، 18 دی 1387118 بازذید

شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

در کوچه‌ها نسیم بهشت محرم است
این شهر بی مجالس روضه جهنم است

پیراهن سیاه عزاداری شما
زیباترین تجلی عشق مجسم است

شکر خدا که هیئت‌مان باز دایر است
شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

بیرون نـدیده‌ایـد زنـی ایستاده است؟
بالش شکسته است و قدش کمی خم است


لبخند تلخ فاطمه بر تک تک شما
یعنی خوش آمدید همان و خیر مقدم است

من که ندیدمش دم در، خوب شما چطور؟
صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم است

پرواز می‌کنیم از این پیله‌های تنگ
فصل بلوغ شیعه یقینا محرم است

در مجلس عزای امام قتیل اشک
روضه به شور و واحد و نوحه مقدم است

وحید قاسمی

محرم

السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک،علیک منی سلام الله،ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار،ولا جعلهالله آخر العهد منی لزیارتکم،السلام علی الحسین،و علی علی بن الحسین،وعلی اولاد الحسین،و علی اصحاب الحسین


ضمن عرض تسلیت به مناسبت محرم به تک تک دوستان اولا به جهت تاخییر در تغییر قالب عذر می‌خوام ثانیا اگه از قالب جدید خوشتون نمیاد یه ؛یه ماهی تحملش کنید تا عوضش کنم ثالثا بابا یه ذره جو بدید  خیلی متروک شدیم


پ.ن:در آخر هم به آقایان صنایع‌پسند صباغی و.. و دوستان دوره‌های دیگه علی الخصوص 10 و 12 سلام عرض میکنم و از ایشان دعوت می‌کنم که در نظرات وبلاگ ما شرکت کنند و ما را در پویا تر شدن این وبلاگ یاری دهند.

جلسه‌ی دوره کنسل شد

به دلیل اینکه بسیاری از بچه‌ها با زمان جلسه مشکل داشتند لذا جلسه‌ی دوره به روز دیگری منتقل شد

نظر سنجی تا قبل از محرم می‌خوایم حتما یک جلسه داشته باشیم بهترین وقت از نظر خودتون رو بریا ما بفرستید تا دفعه‌ی بعد این مشکل پیش نیاد

پیشنهادهای من

1. سه‌شنبه عید قربان
2. جمعه‌ی هفته‌ی بعد از غدیر

اول ذي‌الحجه‌ي سال دوم هجري

بچه فردا سال‌روز ازدواج دو نور است حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س).

راستي بچه‌ها ملاكهاي ازدواج حضرت زهرا(س) و حضرت علي(ع) چقدر به ملاكهاي شما نزديكه؟

اصلا ملاك شما براي ازدواج چيه؟



پ.ن:با عرض پوزش از مجد؛ چون هم موعد مطلب مي‌پريد و هم مهدي از قوانين تخطي كرده بود مجاز دونستم كه اين مطلب رو بذارم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

خوب رسم که معمولا تو این ایام یه مسابقه ای چیزی هست ما هم خوب یه مسابقه میزاریم

سؤال: دو عکس در header وبلاگ هست که قدیمیه هرکس بگه این 2 عکس کجاست و زمانش کِیه به قید قرعه بهش جایزه داده میشه.

زمان قرعه کشی یادم رفت شنبه بعد عقاید

راستی عیدتون هم مبارک

پايان در راه است بايد شروع كرد

سلام به همه دوستان

اول از همه از همه شما دوره11هي ها عذر ميخوام به هر حال با اينكه قهر نكردم ولي اينطور تلقي شد

دوم اينكه من آشتيه آشتيم

سوم هم كه به تيتر بر ميگرده مربوط ميشه به خبر افتتاح وب سايت دوره از اول زمستان 1387 با امكانات بومي شده براي خدمون و حذف اين وبلاگ و وبلاگ عكس

آخرين مطلب رو هم بسنده ميكنم به اين جمله كه "بهترين ِ منتقدين هم هيچگاه كارگردان خوبي نمي‌شود"

يه خواهش(مصوبه شماره‌ي 2)

از همه دوستان تقاضا ميكنم با توجه به درخواست ديگر دوستان و با توجه به مشورت با بعضي ديگر از جمله آقايان ابراهيمي مجد ، اسماعيل‌تبار ، كبيري و ... لطفا از نوشتن نام مستعار مجهول الهويه جدا خودداري كنيد در صورت تمايل به ابقاي نام خود لطفا در قسمت نظرات اين پست خودتون رو معرفي كنيد و در جاهايي كه مي‌خواهيد نظر مجهول الهويه‌اي بدهید از "..." به جاي نام خود استفاده كنيد بديهي است استفاده‌ي بي‌مورد از "..." يا بيش از اندازه‌ي آن موجب اعلام هويت شخص توسط مدير وبلاگ مي‌گردد.

در ضمن از نوشتن کلامات قبیه به جهت حفظ حرمت وبلاگ بپرهیزید.

باتشكر       
سيد محمد شبيري
     1387/7/26    
 

بهترين نويسنده ، بهترين عضو

سلام به همه‌ي دوستان

اينبار مي‌خوام نظر سنجي در قالب يك پست بزارم

سوال اول: به نظر شما در طول اين مدت بهترين نويسنده‌ي وبلاگ چه‌كسي بوده است؟(دليلتون رو هم بگيد)

سوال دوم: به نظر شما در طول اين مدت تاثيرگذارترين عضو وبلاگ چه‌كسي بوده است؟(دليلتون رو هم بگيد)

با عرض پوزش از مجتبي

با عرض پوزش از مجتبي

و با توجه به آمارايي كه در ادامه‌ي مطلب ارائه كردم و با توجه به وظيفه‌ي مديريتي كه ايجاب مي‌كند تا به وبلاگ رونق ببخشم مطالب ايشون رو به 1/3 تقليل دادم

آمار ورود به صفحه‌ي اصلي سايت 497 است در حالي كه جمع كل بازديد صفحات ديگر 252 است كه اختلاف آن 245 است و جمع نظرات 170 است كه دلالت بر عدم موفقيت سايت مي‌كند لذا به طور آزمايشي تا پايان پاييز 87 دوستان حداكثر 2 مطلب در هفته كه نبايد اين 2 مطلب در يك روز آپ لود شده باشد با اين حال تقاضا مي‌كنم نظرات خودتون رو در قسمت نظرات وبلاگ قيد كنيد.

مطلب ديگر اين است كه اگر مطالب ارسالي شما داراي عكس‌هاي متعدد است آن را به گروپ دوره ايميل كنيد و در وبلاگ قرار ندهيد

ادامه نوشته

يه وبلاگ جديد

به اطلاع بر و بچه‌ها مي‌رسونم وبلاگ تخصصي عكس دوره برقرار شده كه نويسنده هاش رو تا چندي ديگر كامل مي‌كنم

www.axe11.blogfa.com


 

ايجاد موضوع بندي و اولين داستان

  سلام آقا از اين به بعد موضوع بندي رو در ارسال مطالب رعايت كنيد مثل همين مطلب

براي ديدن داستان هم ادامه مطلب رو بزنيد
ادامه نوشته

گل‌شیفته فراهانی با لئوناردو دی کاپريو همبازی شد

با عرض پوزش از آقاي تابش ولي خبر خيلي تاپ بود نتونستم جلوي خودم رو بگيرم

 

گل‌شیفته فراهانی با لئوناردو دی کاپريو همبازی شد

روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني.

پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.

 
ادامه نوشته

افتتاح وبلاگ دوره

از این به بعد می تونید به جای گروپ تو این بلاگ مطلب بنویسید البته باید برای اینکار اول عضو گروپ بشین و یه میل به من بزنید تا نام کاربری و پسوردتون رو براتون بفرستم

در کل باید بگم

نیمه ی شعبان مبارک

نیمه شعبان مبارک