با زندگی بدون توازن

وقتی دیگر پیرمرد پر حرف اتوبوس شرکت واحد برایم جذاب نیست... وقتی دیگر پاکت های باز نشده اس ام اس برایم جذاب نیست ... وقتی دیگر سوال های احمقانه کودکان از بزرگ تر ها برایم جالب نیست... وقتی قهقهه های بلند گوشم را کر میکنند... وقتی قهوه هم مرا از خوابیدن باز نمی دارد...وقتی چشم هایم خیلی از چیز هایی را که دوست ندارم می بینند... وقتی دیگر موسیقی هم نمی تواند تنهایی مرا التیام بخشد... پی به خیلی چیزها میبرم... شاید ... شاید.
دوست دارم اطرا فیانم را زیر پا له کنم. سنگ دل شده ام؟ بر عکس. اخیرا با هر تلنگری از هم میپاشم. نمیدانم تلنگر ها محکم شده اند یا من شکننده.
خسته شده ام. از این همه پوچی در کنار شادیم خسته شده ام. از چند تکه شدن خسته شده ام.از وجود بی وجود سبک رفتاریم خسته شده ام. از وا پس زدن خواب آخر در اطرافم خسته شده ام. از عدم توازن در زندگیم خسته شده ام. از کنار هم گذاشتن پازل های مسخره هم خسته شده ام.
لعنت بر نوستالوژی. لعنت بر هر چه خاطره است. لعنت بر شعر های بی مفهوم عباس کیارستمی.
دلم کویر می خواهد. دلم بی نهایت می خواهد. دلم فریاد کر کننده می خواهد. دلم تعادل می خواهد

 ناخونک

بد نیست هر کسی تجربیاتش رو درباره ی روحیات خانوم ها بیان کنه

اربعین حسینی

خدایی کربلات بهشته .............

 

 

kootah vali khandani


روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار
پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر
داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور
اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان
نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز
نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و
اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر
 او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته
است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به
شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

قالب جدید

سلام خدمت همه‌ی دوستان اولش نمی‌خواستم به شکل یک پست جدید امکانات و اشکالات و مزایا و ... این قالب رو بگم ولی نوین بودن طرح و هم چنین مشکلاتی که انواع مختلف بروزر با این قالب داشتن من رو بر آن کرد که یک توضیح مفصل بدم

این قالب نسبت به قالب قبلی کم حجم تره و اگر مشکل کندی داره دلیلش اینه که تا حالا روی کامپیوتر شما اجرا نشده این قانون برای تمام قالب‌ها و سایت‌ها برقراره در ضمن در این قالب شما می‌تونید از منوی استرات سایت گزینه‌ی تنظیمات را انتخاب کرده و بکگراند وبلاگ را برای خود تغییر دهید برای این کار اول روی انتخاب عکس کلیک کنید و بعد آدرس عکس مورد نظرتون رو توی کادر مشخص شده کپی کنید و دکمه‌ی OK را فشار دهید بعد از کمی صبر کنید تا پیش نمایش عکس کامل شود و بعد تایید را فشار دهید از این پس در کامپیوتر شما یکگراند وبلاگ همانی خواهد بود که خودتان انتخاب کردید.

این قالب هنگام طراحی با 5 بروزر مشهور از دنیا چک شد و با هیچ کدام مشکلی نداشت اما بعد از آپلود شدن با اینترنت اکسپلورر به مشکل خورد برای همین من چندتا از بروزرهای مشهور دنیا رو که با این قالب مشکل ندارن اینجا گذاشتم

نسخه‌ی پرتیبل نسخه‌ای هستش که نیاز به نصب نداره و شما می‌تونید توی دانشگاه یا کافی نت ازش استفاده کنید

نسخه‌ی معمولی نسخه‌ی پرتیبل

Normal Firefox 3.0.6

Portable Firefox

Normal Google Chrome
2.1

Portable Google Chrome
1.0.154.42

Normal Opera 9.63

Portable Opera 9.63

Normal Apple Safari
(Download Center)

Portable Apple Safari
for win(Rapid share)

حدیثی که اوباما از پیامبر اکرم (ص) نقل کرد

گذاشتم كه فقط بخونيد .براي نظر گذاشتن زور نزنيد!
ادامه نوشته

اندر احوالات آقای فردوسی پور

ادامه نوشته

بگید ببینم

بگید ببینم  رفاقت یعنی چیه؟

و بین بچه های دوره چند درصد حاکمه؟

1-آیا انسانیت یعنی مردانگی؟


تاریخچه‌ی پیدایش فمنیسم
شاید بد نباشه اول یه تاریخچه‌ی کوچیک از فمنیسم بگم فمنیسم در سال 1792 با مقالات و صحبتهای مری ولتسون کرافت پا به عرصه‌ی معادلات جهانی گذاشت و تا سال 1960 به کار خود بدون تغییر ادامه داد که به آن موج اول می‌گویند در سال 1960 موج دوم فمنیسم شکل گرفت و تا سال 1980 ادامه داشت و از سال 1980 تا کنون موج سوم فمنیسم در حال جریان است.

زمینه‌های شکل گیری و پیدایش این سه موج را در ادامه‌ی مطلب بخوانید

چند سخن:
1. با مطالعه‌ی تمامی زمینه‌های شکل گیری این سه موج به این نتیجه می‌رسیم که این عده از زنانی که پایه گذار فمنیست بودند انسانیت را در انجام کارهای مردانه می‌دانستند و هیچ ارزشی برای وظیفه‌ی خود که وظیفه‌ی مادری، وظیفه‌ی مدریت خانه و خانواده و وظیفه‌ی همسری قسم کوچکی از آن است قائل نبودند که اکنون پس از گذشت نزدیک به 50 سال از شروع موج دوم همگان به این نتیجه رسیده‌اند که شاید مهم ترین رکن یک جامعه سالم وجود همان وظایف است.
2. با روشن شدن این که وظایف فوق الذکر از چه اهمیتی برخوردار است و به خاطر خلاء عاطفی دختران نسل امروز غرب با مادران نسل سوم فمنیسم به نظر می‌رسد که ما شاهد شکل گیری موج چهارم فمنیسم خواهیم بود که از نشانه‌های آن می‌توان به عدم تمایل به سقط فزندان نا مشروع در غرب نام برد
3. در موج سوم خلاف آرمان‌های فمنیست زنان بیشتری تبدیل به کالای تبلیغاتی شدند و بیشتر در انحصار مردان هوس ران قرار گرفتند شاید به توان گفت که امنیت خود را کامل از دست دادند که از دیگر نشانه‌های شکل گیری موج چارم می‌توان به ایجاد تاکسی‌های مخصوص زنان در انگلستان یا عطرهای بد بو اشاره کرد.
4.در تعالیم اخلاقی و فقهی ما شیعیان زنان از ارج و قرب والایی برخوردارند این که خداوند بر مرد وظیفه‌ی شرعی کرده است که رزق زن و فرزندش را بدهد در حالی که به زن اجازه داده است که در قبال شیری که فرزند خود می‌دهد مزد بگیرد اینکه برای مرد هدیه‌ای برای ازدواج قرار نداده ولی مهریه‌ی عندالمطالبه را برای زن قرار داده و ...
5. اما دوستان این وظیفه‌ی ماست که با به رسمیت شمردن حقوق الهی زنان به آنان عملا ثابت کنیم که برایشان چه ارزشی قائلیم و به آنان به چشم کلفت و پرستار نگاه نمی‌کنیم

سخن آخر: با وجود تمام این حد گذاری‌های شرعی برای حقوق زن و مرد اما به ما توصیه شده است که در زندگی بر پایه‌ی وظایف عمل نکنیم و با عشق و محبت و بر پایه‌ی اعتماد به ادامه‌ی زندگی بپردازیم
ادامه نوشته

ریدن اینا

خاطره

هرچی خاطره از دوران دبیرستان و راهنمایی داری بنویس تا همه ی خاطره ها جمع بشه...

(خواهش می کنم تا چند وقت کسی مطلب نذاره تا خاطرات جمع بشه...)

اگر مايل به داشتن عسل هستيد به كندو لگد نزنيد!

سلام

اين مطلبي كه براتون گذاشتم شايد يه مقدار طولاني باشه ولي خيلي تامل برانگيزه در خيلي از جهات.

و مبتذل ترين حالتش مي تونه اين باشه كه اين ها رو با توجه به مطالب و نظرات اخير وبلاگ بخونيم و ربطش بديم به هم.

خواهشم اينه كه به اين موضوع فكر كنيد چون مي تونه در بسياري از مناسباتتون كمكتون كنه حداقل من رو که کرد...                  

ادامه نوشته

بسه دیگه!

هر کی میخواد مطلب سیاسی بزاره بره یه جای دیگه. موافقین؟

وقاحت تا كجا؟

بگيد چي باعث ميشه يكي اينقدر گستاخانه براي يك ملت تعيين تكليف كنه!
مصاحبه ي كوتاه زير بيانگر كنه وجودي  دوستاداران ديكتاتوريست كه امروز خود را مدعيان جمهوري اسلامي ميدانند و خود را اصولگرا ناميده اند.البته عمرا كه به كلمه ي جمهوري اعتقاد داشته باشند.


ايران را به كجا مي بريييييييييد؟



لطفا مصاحبه كوتاه را بخوانيد و حسي  را كه پيدا ميكنيد را بيان كنيد:
ادامه نوشته

realy disaster

کدام یک از خودرو های به قول شرکت های خلاق خودرو سازی داخلی ما -فیست لیفتی- آردی تر است؟
نکته تستی:RD=Realy Disaster
تقلب:فاجعه واقعی





(گزینه ها در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

به این میگن عشق

نشستن در يک قايق 3.8 متري و تماشاي يک سفيدي بزرگ 4 متري که بهت نزديک ميشه واقعاً هيجان آوره!

 

 برای دیدن نتیجه عشق برو تو ادامه مطلب 

ادامه نوشته

عشق اصلی خودم

این مطلب بدون اجازه‌ی نویسنده و با استفاده از رمزش نوشته شده بود این کار واقعا زشت و طبعات بدی دارد لذا به درخواست رضا این مطلب حذف شد.


راستی دو نکته در مورد قالب شما میتوانید با جابجایی باکسها ترتیب آنها تغییر دهید و هم چنین از منوی Color theme بالای صفحه رنگ وبلاگ را نیز عوض کنید


سید محمد شبیری 1387/11/6

و امّا عشق واقعی من!

واقعاً این عشق شماها نیست؟

Bebinam mitunam matlab bezaram ya na!


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید
سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به
شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب
می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که
محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که
یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را
به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

اینم عشق من!

البته عشقم رو نمیتونم تو وبلاگ عکسشو بذارم!

Iran as dide bazia

عشق

  اینم عشق من..............................

( احتمال اینکه من به عشقم نرسم زیاده ولی در هر صورت من عاشقم!)

اگه عکس بالا عشق من باشه ، عکس تو ادامه مطلب شکست عشقی منه....

ادامه نوشته

عشق من بزرگ مرد تاریخ سیاسی ایران(بعد از امیر کبیر)

چقدر شبیه اینجاست


 

 

ادامه نوشته

عشق

چند وقت پیش مصطفی عکس عشق خودشو گذاشت تو وب...

حالا شما بگید عشق شما کی یا چیه؟

از نویسندگان در خواست می کنم عکس عشقشون رو بذارن...