ناخونک
اربعین حسینی


kootah vali khandani
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار
پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر
داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور
اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان
نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز
نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و
اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر
او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته
است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به
شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
قالب جدید
این قالب نسبت به قالب قبلی کم حجم تره و اگر مشکل کندی داره دلیلش اینه که تا حالا روی کامپیوتر شما اجرا نشده این قانون برای تمام قالبها و سایتها برقراره در ضمن در این قالب شما میتونید از منوی استرات سایت گزینهی تنظیمات را انتخاب کرده و بکگراند وبلاگ را برای خود تغییر دهید برای این کار اول روی انتخاب عکس کلیک کنید و بعد آدرس عکس مورد نظرتون رو توی کادر مشخص شده کپی کنید و دکمهی OK را فشار دهید بعد از کمی صبر کنید تا پیش نمایش عکس کامل شود و بعد تایید را فشار دهید از این پس در کامپیوتر شما یکگراند وبلاگ همانی خواهد بود که خودتان انتخاب کردید.
این قالب هنگام طراحی با 5 بروزر مشهور از دنیا چک شد و با هیچ کدام مشکلی نداشت اما بعد از آپلود شدن با اینترنت اکسپلورر به مشکل خورد برای همین من چندتا از بروزرهای مشهور دنیا رو که با این قالب مشکل ندارن اینجا گذاشتم
نسخهی پرتیبل نسخهای هستش که نیاز به نصب نداره و شما میتونید توی دانشگاه یا کافی نت ازش استفاده کنید
حدیثی که اوباما از پیامبر اکرم (ص) نقل کرد
اندر احوالات آقای فردوسی پور
بگید ببینم
و بین بچه های دوره چند درصد حاکمه؟

1-آیا انسانیت یعنی مردانگی؟


شاید بد نباشه اول یه تاریخچهی کوچیک از فمنیسم بگم فمنیسم در سال 1792 با مقالات و صحبتهای مری ولتسون کرافت پا به عرصهی معادلات جهانی گذاشت و تا سال 1960 به کار خود بدون تغییر ادامه داد که به آن موج اول میگویند در سال 1960 موج دوم فمنیسم شکل گرفت و تا سال 1980 ادامه داشت و از سال 1980 تا کنون موج سوم فمنیسم در حال جریان است.
زمینههای شکل گیری و پیدایش این سه موج را در ادامهی مطلب بخوانید
چند سخن:
1. با مطالعهی تمامی زمینههای شکل گیری این سه موج به این نتیجه میرسیم که این عده از زنانی که پایه گذار فمنیست بودند انسانیت را در انجام کارهای مردانه میدانستند و هیچ ارزشی برای وظیفهی خود که وظیفهی مادری، وظیفهی مدریت خانه و خانواده و وظیفهی همسری قسم کوچکی از آن است قائل نبودند که اکنون پس از گذشت نزدیک به 50 سال از شروع موج دوم همگان به این نتیجه رسیدهاند که شاید مهم ترین رکن یک جامعه سالم وجود همان وظایف است.
2. با روشن شدن این که وظایف فوق الذکر از چه اهمیتی برخوردار است و به خاطر خلاء عاطفی دختران نسل امروز غرب با مادران نسل سوم فمنیسم به نظر میرسد که ما شاهد شکل گیری موج چهارم فمنیسم خواهیم بود که از نشانههای آن میتوان به عدم تمایل به سقط فزندان نا مشروع در غرب نام برد
3. در موج سوم خلاف آرمانهای فمنیست زنان بیشتری تبدیل به کالای تبلیغاتی شدند و بیشتر در انحصار مردان هوس ران قرار گرفتند شاید به توان گفت که امنیت خود را کامل از دست دادند که از دیگر نشانههای شکل گیری موج چارم میتوان به ایجاد تاکسیهای مخصوص زنان در انگلستان یا عطرهای بد بو اشاره کرد.
4.در تعالیم اخلاقی و فقهی ما شیعیان زنان از ارج و قرب والایی برخوردارند این که خداوند بر مرد وظیفهی شرعی کرده است که رزق زن و فرزندش را بدهد در حالی که به زن اجازه داده است که در قبال شیری که فرزند خود میدهد مزد بگیرد اینکه برای مرد هدیهای برای ازدواج قرار نداده ولی مهریهی عندالمطالبه را برای زن قرار داده و ...
5. اما دوستان این وظیفهی ماست که با به رسمیت شمردن حقوق الهی زنان به آنان عملا ثابت کنیم که برایشان چه ارزشی قائلیم و به آنان به چشم کلفت و پرستار نگاه نمیکنیم
سخن آخر: با وجود تمام این حد گذاریهای شرعی برای حقوق زن و مرد اما به ما توصیه شده است که در زندگی بر پایهی وظایف عمل نکنیم و با عشق و محبت و بر پایهی اعتماد به ادامهی زندگی بپردازیم
خاطره
(خواهش می کنم تا چند وقت کسی مطلب نذاره تا خاطرات جمع بشه...)
اگر مايل به داشتن عسل هستيد به كندو لگد نزنيد!
سلام
اين مطلبي كه براتون گذاشتم شايد يه مقدار طولاني باشه ولي خيلي تامل برانگيزه در خيلي از جهات.
و مبتذل ترين حالتش مي تونه اين باشه كه اين ها رو با توجه به مطالب و نظرات اخير وبلاگ بخونيم و ربطش بديم به هم.
خواهشم اينه كه به اين موضوع فكر كنيد چون مي تونه در بسياري از مناسباتتون كمكتون كنه حداقل من رو که کرد...
بسه دیگه!
وقاحت تا كجا؟
ايران را به كجا مي بريييييييييد؟

لطفا مصاحبه كوتاه را بخوانيد و حسي را كه پيدا ميكنيد را بيان كنيد:
realy disaster
نکته تستی:RD=Realy Disaster
تقلب:فاجعه واقعی

(گزینه ها در ادامه مطلب)
به این میگن عشق
برای دیدن نتیجه عشق برو تو ادامه مطلب
عشق اصلی خودم
این مطلب بدون اجازهی نویسنده و با استفاده از رمزش نوشته شده بود این کار واقعا زشت و طبعات بدی دارد لذا به درخواست رضا این مطلب حذف شد.
راستی دو نکته در مورد قالب شما میتوانید با جابجایی باکسها ترتیب آنها تغییر دهید و هم چنین از منوی Color theme بالای صفحه رنگ وبلاگ را نیز عوض کنید
سید محمد شبیری 1387/11/6
و امّا عشق واقعی من!
واقعاً این عشق شماها نیست؟

Bebinam mitunam matlab bezaram ya na!
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید
سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به
شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد.
در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب
میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که
محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه
یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم، کفشها را
به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، میدانستم که با خدا نسبتی دارید!
اینم عشق من!
عشق
اینم عشق من..............................
( احتمال اینکه من به عشقم نرسم زیاده ولی در هر صورت من عاشقم!)

اگه عکس بالا عشق من باشه ، عکس تو ادامه مطلب شکست عشقی منه....
عشق من بزرگ مرد تاریخ سیاسی ایران(بعد از امیر کبیر)








قانون اساسی: این سایت متعلق به دورهی یازده (11) احسان است