wherever you go

whatever you do

whenever it takes

I will be right here waiting for you

do you know who is you

گرانی ادب

تقدیم به تمامی دوستان خوب بازدیدکننده‌ی وبلاگ "دوره‌ی یازده" حتی آنهایی که دید سیاسیشان فرق دارد

نمی‌خواستم در قالب یک پست این حرف رو بزنم اما چون مهم بود مجبور شدم

دنیای ما، دنیا معامله و معاملات است.

و این از طبیعت انسان و بشریت است حتی بیشتر انسان‌ها با خدا هم معامله می‌کنندچه برسد به بندگان خدا.

یکی از مباحثی که این روزها در دنیا مطرح است آزادی بیان و موضوعات مرتبط با آن است بدیهی است که هر چیزی در صورت نداشتن پایه و پیشنیازش محتوم به فناست اما نکته‌ای که اینجاست این است که آزادی بیان واقعا چیست و چه پیش نیازی دارد

عبارت آزادی آزادی بیان از دو قسمت آزادی و بیان تشکیل شده است:

آزادی: یعنی رها بودن از قید

بیان:به معنی فصاحت و زبان آوری و دقیقتر یعنی پیدا و آشکار شدن

و این بدیهی است که هر سخنی نمی‌تواند بیان باشد اما از آنجا که خط کش دقیقی برای آن وجود ندارد هر کسی به زعم خویش آن را تحدید می‌کند

تجربه‌ی بشری نشان داده است که انسانی که در موضع ضعف قرار می‌گیرد همواره دعوا می‌کند و انسان قوی هیچگاه شروع کننده‌ی نزاع نیست حال این جدل فیزیکی باشد یا گفتاری

همه‌ی ما می‌دانیم که هر چه به مرزهای خویش نزدیک شویم هیچگاه به آن نمی‌رسیم و تنها مرز خویش را عقب می‌رانیم:

امروز فلان عکس را بد می‌دانیم اما فردا برایمان همان عکس احل عکس‌هاست

امروز حد موسیقی حرام را اینجا می‌دانیم و وقتی بدان نزدیک می‌شیم چند فرسخ آن ور تر می‌رود

امروز دروغ کوچک را جایز می‌دانیم و فردا دروغ بزرگ

از همین روست که علمای ما نزدیک شدن به حدود را نهی کرده‌اند

یکی از حدود انسان نیز حدود اخلاقی و اعتقادی است من هم می‌دانم که اون کامنت قطعا مصداق سخن ناصواب است اما اگر امروز آن را با سلیقه‌ی خویش پاک کنم فردا فلان نظر خانوم نسترن را که شاید حتی درست باشد اما به مذاق من خوش نیاید پاک کنم از این رو این مسئله را به جامعه‌ای فرهیخته می‌سپارم تا آنها باشند که نظری را بپذیرند و یا رد کنند مانند اتفاقی در مورد اون آن کامنت افتضاح اتفاق افتاد که همه آن را افتضاح دانستند این دقیقا همان چیزی بود که من دنبال آن بودم که اگر گروهی از حد مطلوبی از اخلاق اعتقاد برخوردار باشد نیازی به سانسور ندارد کاری که در نهایت تاسف این روزها به طرز فجیعی در رسانه‌ی ملی انجام می‌شود و حتی اعتراض مراجع و علما را نیز در پی داشته است

پیش نیاز این آزادی بیان همین حد مطلوب اخلاقی است که ما در مخاطبین وبلاگ خود و نویسندگانش آن را سراغ داریم

بدیهی است که سخنانی مانند سخنانی که در کامنت فوق الذکر آمده مطلوب آزادی بیان نیست اما این بهای آزادی بیان است و متاسفانه این روزها ادب هم گران شده است

در آخر از تمامی دوستان معذرت می‌خواهم و حذف کامنت فوق الذکر را به نویسنده‌ی پست تفییض می‌کنم هرچه کرد صحیح است

در آخر یک معذرت خواهی جداگانه هم ، از طرف تمامی دوستانم در این وبلاگ از خانوم نسترن می‌کنم هر چند می‌دانم ایشان نیز می‌دانند که این کامنت دأب کلی این وبلاگ نیست

بازگشتی دوباره

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گوییهای او زبانزد مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.(احتمالا)

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگهای بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل بهدست آمدن جمر نامیده اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفته شده است.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله" و "ک" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاههای لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن( قله- هک) گفته شده است.

کامرانیه
زمینهای این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجهتعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمینهای حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمینها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشامالسلطنه، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت) ؛"ور" (صاحب) و "ان" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) یعنی درخت زبان گنجشک و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر میشود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفیالممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازهها، دروازه شمیران بود با خندقهایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده میشد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامرانمیرزا، یکی از صاحبمنصبان قاجر، به نام منیر گرفته شدهاست.

خاطرات

کی کمتر از همه تغییر کرده؟

انا لله و انا الیه راجعون

تقدیم به مهدی ابراهیمی مجد که این روزها داغ دار عموی خویش است

دیروز با خبر شدم که عموی محمد مهدی ابراهیمی مجد (موسوم به 13) بر اثر حمله‌ی قلبی دار فانی را وداع گفته است

اول تسلیت عرض می‌کنم از طرف خودم و بچه‌های دیگه به مهدی و خانوادشون و امیدوارم که بر این مصیبت صبر کنند

پ.ن.

1 - حضرت باقر (ع) فرمود: پدرم على بن الحسين عليه السّلام در ساعات اواخر عمرش مرا در آغوش گرفت و فرمود: فرزند عزيزم وصيت ميكنم تو را بآن وصيتى پدرم در آخر عمرش بمن نمود كه او هم فرمود پدرش امير مؤمنان عليه السّلام باو وصيت نموده (و آن وصيت اين است) فرزندم! در برابر حرف حق و عمل بوظيفه صبر كن و شكيبا باش گر چه تلخ و ناگوار باشد. حضرت باقر عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده حال مؤمن شگفت آور است هر گونه قضاء و تقديرى كه خداوند متعال در حقش داشته باشد بنفع او است. اگر مصيبت و ناراحتى باشد صبر ميكند اگر رفاه و نعمت باشد سپاسگزارى مينمايد. و از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد گرامى‏ترين مردم در نظر خدا كيست؟ فرمود آن كس كه بهنگام نعمت شاكر و سپاسگزار و هنگام بلاء و مصيبت صابر و شكيبا باشد.(بحار جلد 67-185)

2- دلیل اینکه من زیاد پست می‌ذارم اینه که بیشتر پست‌ها رو به عنوان مسئول سایت از اخبار دوره می‌ذارم و کمتر مطلبی است مانند(در باب بلاگ و...) که از جانب خودم بنویسم

3- هنوز از زمان و مکان برگزاری مراسم ختم ایشان باخبر نیستم به مجرد اطلاع ، به دوستان دیگر نیز اطلاع خواهم داد