تقدیم به همه دانشجویان کشور که این زندگیشان دو فصل است امتحان و التماس

گرم شدن تدریجی هوا و سرعت گرفتن کلام اساتید در کلاس نوید آن را میدهد که به پایان ترم نزدیک شدیم و کم کم فصل امتحانات با مقتضیات مربوط به خودش از راه میرسد.

فضای دانشجویان کشور معمولا به ٤ دسته‌ی کلی تقسیم می شود

١- دانشجویان فعال
٢- دانشجویان خرخوان(خرخون)
٣- دانشجویان علاف
٤- و آنها که در آن سه دسته نگنجند

دانشجویان فعال که تا سالهای پیش بیشتر به کسانی اطلاق می شد که اختراعی ، مقاله‌ای و یا اکتشافی را به نام خود کنند. گستره‌ی بسیار بزرگی دارند که با تغییر ارزشها امروز بیشتر به کسانی اطلاق می شود که ستاره‌ای و یا کمندی در کارنامه‌ی خود داشته باشند
این گروه فصل امتحان خاصی دارند گاه فعالیتشان همسو با ارزشهای دانشگاه است و گاه نه که در فرض اول فصل امتحان ساده ای دارند و برای امتحانات زیاد وقتی نمی گذارند و این امر خطیر را به ریاست دانشگاه یا گروه واگذار می کنند اما در فرض دوم فصل عذاب آوری را طی می کنند که نیمی از به قسم حضرت عباس برای عدم حذف توسط استاد به علت غیبتهای متمادی و نیمی دیگر به عز و جز برای خواندن نیمی از نیمه‌ی درس برای گرفتن نیمی از نمره می گذرد که بدین معناست که این گروه اگر خداوند یاریشان ندهد ٥ ترمه دانشگاه را تمام کرده و اخراج می شوند

دسته‌ی بعدی که موسوم به دانشجویان خر خوان (یا همان خر خون خودمان) است فصل امتحانات جالبی دارند این گروه در این فصل مانند کرم ابریشم عمل کرده و پیله‌ای به دور خود می تنند و درس می خوانند که معمولا حاصل آن هم مانند ابریشم با ارزش اما سست است و مدرک بدست آمده تنها به درد تزئین اتاق می خورد و بس البته استاد ما استفاده‌ی دیگری را در کتاب مقامات الطلاب چاپ بیروت نوشته است که از جمله‌ی آن کور کردن چشم دیگران و یا رزومه‌ای برای خواستگاری و جلب رضایت خانواده عروس(برای پسران) و افزایش مهریه(برای دختران) است پایان کار این گروه در کارشناسی بین ٧ تا ٩ ترم متغییر نقل شده است که البته در حاشیه‌ی کتاب فوق به دست خط مرحوم رئیس الرعایا آمده است که ٧ ترم اقواست.

دسته‌‌ی سوم که بخش اعظم دانشجویان کشور در آن می گنجند گروهی است که به حدیث هر چی پیش آید خوش آید عمل می کند و فصل امتحانی متفاوت دارند گروهی که به ارزشهای معدل و مدرک واقفند در این فصل با تهذیب نفس به مقام خرخونی رسیده و سعی بر تنیدن پیله می کنند گروهی دیگر که به ارزشهای معدل واقفند اما کمی انبساط خاطر دارند از رسیدن به مقام خرخونی چشم پوشیده و روز شب را به پاچه خواری اساتید می گذرانند و اندکی نیز درس می خوانند گروه آخر که به ارزشهای معدل واقف نیست به بی خیالی طی می کنند و در اغلب اوقات در سرنوشت با گروه آخر دسته‌ی اول که گفته شد همپایگی می کنند این گروه اتمام دانشگاه را بنا بر در خواست دوستان و آشنایان تنظیم می کنند و اصولا هدفی ندارند

گروه آخر هم مدتی است منقرض شده است و لذا اطلاعاتی از آن در دست رس نیست البته در سنگ نوشته‌ای در تخت جمشید آمده است که این گروه از همان دسته‌ی سومند که بدلیل آنکه حتی متوجه علاف بودن خود نبودند گروهی جدید بنا کرده‌اند الله اعلم

پ.ن: ١. کمتر مطلبی تا به امروز در وبلاگ ما به بحث دانشگاه پرداخته است امیدوارم فتح بابابی باشد بر این سیاق
٢. پی نوشت اول را با لغت منوال هم می توان تمام کرد یکبار با آن بخوانید تا من وجدانم آسوده شود که هر دو را گفتم