از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم
از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم
از خوب سرخ نشدن سبزي قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از
سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم
از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم
از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم................از خيانت به ديگران نميترسيم
از کم بودن آجیل شب عید و یا سین های هفت سین و مطابق مد نبودن کفش و لباس و غیره میترسیم ......... از اینکه ممکنه کسی تو این روزها اصلا یک پشیز هم برای برای عید در جیب نداشته باشه نمیترسیم
نورزو باید مبارک باشه ولی شاید برای کسی در همین نزدیکها مبارک نباشه غرق شدیم و گرداب بخود اندیشیدن ما رو از تفکر نسبت به دیگران بازداشته ... غرقه ایم در رزوها و در خودها
عید نوروز باید سال نو بشه ؟؟؟ یا آدمها هم باید تفکر نو پیدا کنند ....!؟
چند نفر در همین نزدیکی هستند که دستانشان نورزو می طلبد و گرمی میجوید ... خوب نگاه کنیم میبینیم .