پدرسوخته
آب حیات است پدر سوخته
حب نبات است پدر سوخته
وه چه سیه چرده و شیرین لب است
چون شکلات است پدرسوخته
آب شود گر به دهانش بری
توت هرات است پدرسوخته
تا بتوانیش............
صوم وصلاة است پدر سوخته
می نرسد جز به فرو مایگان
خمس و زکات است پدرسوخته
سخت بود ره به دلش یافتن
حصن کلات است پدرسوخته
تنگ دهان موی میان دل سیاه
عین دوات است پدرسوخته
احمد و از مهر چنین منصرف
خصم نحات است پدرسوخته
با همه ناراستی و بد دلی
قافیه هر چند غلط می شود
..............است پدرسوخته
ایرج میرزا
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱:۱۰ ق.ظ توسط علیرضا حاجی صفری
|
قانون اساسی: این سایت متعلق به دورهی یازده (11) احسان است